|
نگرانی خانواده اشکان ذهابیان از وضع سلامت او در زندان
خانواده اشکان ذهابیان، دانشجوی زندانی در ایران می گویند که او بر اثر اعتصاب غذا به حالت اغما رفته است
بر اساس گزارشهای منتشر شده در سایت های مخالفان دولت ایران، اشکان ذهابیان، دانشجوی زندانی محروم از تحصیل و عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت، از روز سه شنبه هشتم شهریور ماه دست به اعتصاب غذای نامحدود زده است.
حسن ذهابیان، پدر اشکان، ضمن تایید این خبر به بی بی سی فارسی گفت که فرزندش بر اثر اعتصاب غذا به حالت اغما فرو رفته و به انفرادی منتقل شده است.
اشکان ذهابیان ۱۲ اردیبهشت ماه سال جاری برای بار سوم در دو سال اخیر بازداشت و به زندان اداره اطلاعات ساری منتقل شد.
وی پس از تحمل ۴۳ روز بازداشت در انفرادی برای اجرای حکم هشت ماه حبس تعزیری از پرونده قبلی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به زندان "متی کلای" بابل منتقل شده است.
حسن ذهابیان با ابراز نگرانی از وضعیت سلامت فرزندش گفت: "فرزندم در حال اغما است. او را به انفرادی منتقل کرده اند و ۴۸ ساعت هم هست که من و مادرش هیچ خبری از او نداریم."
خانواده این دانشجوی زندانی از زمان آغاز اعتصاب غذای او تماسی با او نداشته اند و اطلاع دقیقی به دست نیاورده اند.
آقای ذهابیان در این مورد گفت: "نمی گذراند به هیچ نحوی ما از حالش باخبر شویم. مادرش رفت آنجا و گریه کرد، التماس کرد، قبول نکردند. متاسفانه هیچ کس با ما همکاری لازم را نداشته است. بچه من بی گناه در زندان است. به ناحق. جانش هم در خطر است".
به گفته پدر اشکان ذهابیان، او در بندی همراه با ۶۰ متهم به قتل نگهداری می شود.
حسن ذهابیان علت اعتصاب غذای فرزندش را اعتراض به شرایط زندان و محل نگهداری اش اعلام کرد و گفت که مسئولان به فرزندش گفته بودند که با توجه به اینکه دو ماه از دوران بازداشتش را در زندان اداره اطلاعات ساری و در انفرادی گذرانده، اگر ۳۰ روز را در "متی کلای" بابل بگذراند آزاد خواهد شد.
او همچنین گفت: "پسر من هم به امید اینکه بعد از ۳۰ روز آزاد می شود، آن شرایط را تاب آورد. اما الان ۲۷ روز از زمانی که باید آزاد می شده گذشته و آقایان ترتیب اثر ندادند علیرغم اینکه چند بار به خدمت آقای دادستان و اداره اطلاعات رفتم که راهم ندادند."
به گفته آقای ذهابیان، مادر اشکان با ارسال نامه ای به غلامحسین محسنی اژه ای، دادستان کل کشور، از او پرسیده که با توجه به اینکه زندانیان معمولا پس از گذراندن نیمی از دوران محکومیتشان شامل آزادی مشروط می شوند، چرا پسرش شامل این قاعده نشده است.
آقای ذهابیان گفت: "همه اینها به کنار، رهبر انقلاب دستور به عفو مشروط صد نفر زندانی سیاسی دادند. سوال من این است که استان مازندران به این بزرگی یک نفر، تنها یک نفر زندانی سیاسی دارد که او هم پسر من است که در بین حدود دو هزار زندانی عادی دوران محکومیتش را می گذراند. یعنی این یک زندانی را نتوانستند شامل عفو کنند؟"
حسن ذهابیان درباره دلیل بازداشت فرزندش گفت: "می گویند چرا با مراجع دیدار داشتی؟ چرا در سال ۸۸ به نفع آقای موسوی و کروبی سخنرانی کردی؟ چرا مقاله نوشتی؟ برابر ماده ۲۷ قانون اساسی مملکت ما آزادی بیان و آزادی اجتماعات وجود دارد. فرزند من کار غیرقانونی نکرده است. آن زمان بستر فعالیت سیاسی برای همه بود و همه داشتند فعالیت سیاسی می کردند و همه برای کاندیداهای مورد علاقه شان تبلیغ می کردند. این که دلیل نمی شود که پسر من را بگیرند و از تحصیل محرومش کنند."
حسن ذهابیان، پدر اشکان ذهابیان
"همه چیز را از پسر من گرفتید، می گویید نمی توانی به خارج از کشور بروی، نمی توانی درس بخوانی، نمی توانی راه بروی، نمی توانی بخوابی... خوب بگویید شناسنامهات را هم خط بزن."
آقای ذهابیان در حالیکه تاکید داشت که فرزندش از دوران ابتدایی به عنوان دانش آموزی با استعدادهای درخشان شناخته شده بوده گفت: "این بچه را از تحصیل و همه چیز محروم کردید. همه چیز را از پسر من گرفتید، می گویید نمی توانی به خارج از کشور بروی، نمی توانی درس بخوانی، نمی توانی راه بروی، نمی توانی بخوابی... خوب یکباره بگویید شناسنامهات را خط بزن"!
چندی پیش سازمان عفو بین الملل با انتشار بیانیه ای درباره ایران، بازداشت و زندانی کردن اشکان ذهابیان را محکوم کرد.
اشکان ذهابیان اولین بار در ۲۶ خرداد سال ۱۳۸۸ بازداشت و به طور غیابی به ۶ ماه زندان محکوم شد. او برای بار دوم ۱۳ آبان ۱۳۸۸ دستگیر شد. اتهام او این بار، اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل انجمن های اسلامی شمال کشور بود.
او با سپردن وثیقه ای ۳۰۰ میلیون تومانی و از طریق گرو گذاشتن سند خانه پدری اش آزاد شد.
اشکان ذهابیان بار سوم در اردیبهشت ماه سال جاری بازداشت و به زندان اداره اطلاعات ساری منتقل شد. او پس از دو ماه بازداشت در انفرادی برای اجرای حکم هشت ماه حبس تعزیری به زندان متی کلای بابل منتقل شده است.
نامه مهدیه گلرو به رئیس قوه قضاییه
مهدیه گلرو، دیگر فعال دانشجویی زندانی در ایران، با انتشار نامه ای خطاب به صادق لاریجانی، رئیس قوه قضاییه این کشور، به بازداشت همسرش وحید لعلی پور اعتراض کرده است.
آقای لعلیپور، چندی پیش احضار و پس از مراجعه به پلیس امنیت گیشا، با یک ون به دادسرای مستقر در زندان اوین و بند ۳۵۰ منتقل شد.
خانم گلرو در ابتدای این نامه با اشاره به اینکه در یک سال و نه ماه گذشته که در زندان بوده تنها دو ملاقات حضوری با همسرش داشته و ۴۸ ساعت به مرخصی رفته است، به این نکته اشاره کرده که همسرش در سالگرد سومین سال ازدواجشان بازداشت شده است.
مهدیه گلرو با انتشار نامه ای به رئیس قوه قضاییه خواستار پایان دادن به مجازات های خانوادگی شد
خانم گلرو در این نامه نوشته است: "پس از بازداشت و انتقال به بند امنیتی ۲۰۹ و اعتراض به بازداشت همسرم، بازجوی پرونده اذعان فرمودند که به دلیل رابطه نزدیک و حسی -عیاق بودن شما- ما وی را بازداشت کرده ایم تا با تو راحت تر کنار بیاییم!"
خانم گلرو در ادامه این نامه تاکید می کند که برای فشار روانی بر خود و خانواده اش قریب ۵ ماه ممنوع الملاقاتی به او تحمیل شده است و می افزاید: "این امر علاوه بر مجازات برای خودم به عنوان محکوم، هزینه روانی و بار حسی فراوانی را به همسرم تحمیل نمود."
مهدیه گلرو در ادامه با اشاره به اصل شخصی بودن جرم و جنایت این سوال را مطرح کرده که "آیا نباید این ماده قانونی که اصلی از قانون اساسی است درباره من و همسرم که تنها قریب ۱ سال را در کنار هم بودیم و قریب ۲ سال را در زندان گذرانده ام رعایت می شد؟"
خانم گلرو عملکرد مسئولان پرونده های خود و همسرش را "نشان دهنده پرونده سازی و ارتباط این دو پرونده با یکدیگر" دانسته است.
مهدیه گلرو، عضو شورای دفاع از حق تحصیل، روز ۱۲ آبان ۱۳۸۸ بازداشت و بعدا به تحمل دو سال حبس تعزیری محکوم شد.
| +| نوشته شده توسط پسر کوروش در شنبه 1390/06/12 و ساعت 17:41 |
مهدی کروبی در دیدار با خانواده: بر مواضع خود استوار ایستادهام
مهدی کروبی با خانواده خود ملاقات کرده و گفته است که از مواضع خود دست برنخواهد داشت.
روز پنجشنبه، ۱۰ شهریور (۱ سپتامبر)، سحام نیوز، سایت خبری حزب اعتماد ملی به رهبری مهدی کروبی، گزارش کرد که روز چهارشنبه، تعدادی از اعضای خانواده آقای کروبی اجازه یافتند با این رهبر مخالفان دولت ایران ملاقات کنند.
براساس این گزارش، در این دیدار، حسین، فرزند ارشد آقای کروبی، همسر و فرزندانش و همچنین فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی حضور داشتند.
آقای کروبی، که از نامزدهای شرکت کننده در انتخابات بحث برانگیز دهمین دوره ریاست جمهوری بود، از اسفندماه سال گذشته در حصر خانگی به سر برده است.
حسین کروبی به سحام نیوز گفته است که تقریبا از نخستین روزهای آغاز حصر خانگی آقای کروبی در هفت ماه پیش، پدرش را ندیده بود و افزوده است که روز چهارشنبه "به صورت ناگهانی از موافقت نیروهای امنیتی برای دیدار من و خانواده ام همراه با مادرم با پدر مطلع شدیم."
حسین کروبی گفته است که این ملاقات حوالی ظهر چهارشنبه و در ساختمانی صورت گرفت که مهدی کروبی از یک ماه قبل در آن سکونت یافته است.
حسین کروبی در مورد شرایط جسمی و مواضع سیاسی پدرش گفت: "ایشان هم به لحاظ روحی و هم از نظر جسمی در شرایط مطلوبی به سر می بردند و در تمام طول دیدار، با روحیه ای قوی، همچون گذشته در خصوص مسایل صحبت می کردند و همچنان بر مواضع خود بیش از پیش تاکید داشتند."
در ماه های پس از آغاز حصر خانگی مهدی کروبی، رسانه های مرتبط با برخی گروه های طرفدار حکومت گاه گزارش هایی در مورد بیماری آقای کروبی و یا تصمیم او به عدول از مواضعش منتشر کرده اند.
به گزارش سحام نیوز، حسین کروبی اخبار "سایت های حکومتی" در مورد نوشتن توبه نامه توسط پدرش را شایعه خواند و گفت در این ملاقات، خبرهای منتشر شده مبنی بر نوشتن توبه نامه را به مهدی کروبی منتقل کرد و آقای کروبی در پاسخ گفت: "من بر مواضع و عقاید فکری خود استوار ایستاده ام و ذره ای از مواضع خود کوتاه نخواهم آمد."
به گفته حسین کروبی، پدرش در مورد نحوه برخورد ماموران اطلاعاتی نیز گفته است: "حکومت و نیروهای اطلاعاتی طی مدت هفت ماه اخیر با روحیات من به خوبی آشنا شده اند و مواضع مرا می دانند و فهمیده اند که من چگونه فکر می کنم."
موسوی و کروبی از هفت ماه پیش در حصر خانگی به سر برده و ارتباط آنان با بیرون قطع بوده است
وی افزوده است که به همین دلیل هم ماموران حکومتی "به خود اجازه نمی دهند که مرا راهنمایی و ارشاد کنند چه برسد به اینکه بخواهند وارد چنین فازهایی در خصوص نوشتن توبه نامه و ندامت نامه با من شوند."
در جمهوری اسلامی، گاه به بازداشتیان سیاسی گفته می شود در صورت اعتراف به اتهامات وارده و نوشتن توبه نامه، از زندان آزاد می شوند، از فشار بر آنها کاسته می شود و یا مجازات آنان تخفیف می یابد، و ظاهرا در مواردی هم به این وعده ها عمل شده است.
سحام نیوز افزوده است که با توجه به نگرانی خانواده آقای کروبی در مورد وضعیت او، ماموران امنیتی قول دادند طی پانزده روز آینده، این رهبر مخالفان دولت را به مکان مناسبی منتقل کنند که بتواند از حیاط و هوای آزاد برخوردار شود.
در ماه های گذشته، برخی سایت های متعلق به مخالفان حکومت گفتند که شرایط حصر خانگی مهدی کروبی، و همچنین میرحسین موسوی، دیگر رهبر مخالف دولت، از شرایط زندانیان سیاسی بدتر است و این دو مقام سابق جمهوری اسلامی از هواخوری معمول در زندان های حکومت هم محروم هستند.
به گزارش سحام نیوز، ماموران امنیتی به خانواده آقای کروبی گفته اند که احتمال دارد به همسر او اجازه داده شود در محلی که وعده داده شده، در کنار او باشد.
حصر خانگی
اوایل این هفته، فاطمه کروبی در مصاحبه با سحام نیوز گفت که مهدی کروبی به مکان دیگری متقل شده است.
مهدی کروبی از اوایل اسفندماه سال گذشته در آپارتمان مسکونی خود تحت حصر خانگی قرار داشت و به گفته خانم کروبی، از ابتدا ضمن اعتراض به غیرقانونی و غیر شرعی بودن تصرف مجتمع محل این آپارتمان و ایجاد مزاحمت برای همسایگان، از ماموران امنیتی خواسته بود تا او را به مکان دیگری منتقل کنند.
در نتیجه، از اول ماه رمضان سال جاری، آقای کروبی به آپارتمان کوچکی انتقال یافت و همراه با ماموران امنیتی در این محل در حبس خانگی بوده است.
محل سکونت قبلی کروبی بارها هدف حمله هواداران حکومت جمهوری اسلامی قرار گرفته است
خانم کروبی گفت که خانواده آقای کروبی خواسته بودند او به خانه خانوادگی در منطقه جماران تهران منتقل شود، اما ماموران امنیتی این درخواست را قبول نکردند.
مهدی کروبی، که به عنوان یکی از نامزدهای جناح اصلاح طلب جمهوری اسلامی در رقابت های انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری شرکت کرده بود، پس از اعلام پیروزی محمود احمدی نژاد، به طور آشکار این نتیجه را حاصل تقلب در رای گیری اعلام کرد و گفت که شواهد موجود این نظر او را تایید می کند.
آقای کروبی در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری نیز شرکت کرد و در آن زمان نیز از وجود تقلب در انتخابات و ارتباط یکی از فرزندان آیت الله خامنه ای با این موضوع سخن گفت هر چند در آن زمان، اظهارات او توجه جناح اصلاح طلب را چندان جلب نکرد.
مهدی کروبی در جریان اعتراضات پس از انتخابات دوره دهم و برخورد حکومت با معترضان، به اقدامات گسترده ای برای کشف و اطلاع رسانی در مورد وضعیت معترضان بازداشتی و کشته شدگان مرتبط با این اعتراضات دست زد و از جمله، موضوع تجاوز جنسی به گروهی از زندانیان در بازداشتگاه کهریزک را مطرح ساخت که خشم مقامات حکومتی را برانگیخت.
در ماه های بعد، آقای کروبی، همراه با میرحسین موسوی، دیگر نامزد اصلاح طلب که به گفته معترضان، برنده واقعی انتخابات نیز بود، به انتقاد از سیاست دولت پرداختند و به مناسبت های مختلف، به صدور بیانیه ها و اطلاعیه هایی در این زمینه مبادرت ورزیدند.
فعالیت کروبی در حمایت از معترضان به نتیجه انتخابات خشم مقامات حکومتی را برانگیخت
این دو رهبر مخالف دولت در بیانیه های خود، حکومت را به نقض قانون اساسی و نادیده گرفتن حقوق شهروندان متهم ساختند و آنچه را که مداخله گسترده سپاه پاسداران در امور کشور و نظامی شدن تشکیلات سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی می دانستند خطرناک توصیف کردند.
در جریان تظاهرات چند ماه بعد از انتخابات، مهدی کروبی در بسیاری از راهپیمایی های معترضان که گاه همزمان با راهپیمایی های دولتی برگزار می شد شرکت می کرد و در مکان های گوناگون در میان مردم حضور می یافت و گاه هدف تهاجم ماموران و طرفداران حکومت قرار می گرفت.
خانه مسکونی آقای کروبی نیز در این دوره بارها شاهد تجمع هواداران حکومت بود که در مواردی، این مجتمع را هدف حمله قرار دادند و به آن آسیب رساندند.
پس از برگزاری راهپیمایی مخالفان به نشانه همبستگی با اعتراضات مردم تونس و مصر در بهمن ماه سال گذشته، که در پی تقاضای ناموفق آقایان موسوی و کروبی برای صدور مجوز از وزارت کشور برگزار شد، نمایندگان مجلس ایران نیز شعارهایی حاوی درخواست اعدام برای این دو نفر سر دادند، که انتقاد شدید طرفداران حقوق بشر در داخل و خارج ایران را در پی آورد.
در پی این تظاهرات، احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، رسما خواستار قطع ارتباط رهبران مخالف دولت شد و کوتاه مدتی پس از آن، میرحسین موسوی و مهدی کروبی در خانه های مسکونی خود تحت نظر قرار گرفتند.
خبر اجازه ملاقات آقای کروبی با خانواده او در حالی انتشار می یابد که اخیرا، بحث هایی در مورد برگزاری انتخابات دوره جدید مجلس در اواخر سال جاری و نگرش حکومت با حضور نامزدهای جناح اصلاح طلب در این انتخابات مطرح بوده است.
چند روز پیش مقامات قضایی اعلام کردند که آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، با عفو و تخفیف مجازات گروهی از زندانیان پس از انتخابات موافقت کرده و تعدادی از آنان از زندان آزاد شده اند و برخی از ناظران، اینگونه اقدامات را با تلاش حکومت برای جلب رای دهندگان به پای صندوق های اخذ رای بی ارتباط ندانستند هر چند هنوز نشانه ای از نرمش قابل توجه مقامات حکومتی در قبال فعالیت سیاسی اصلاح طلبان مشاهده نشده است.
مقامات جمهوری اسلامی حضور گسترده رای دهندگان در مراکز رای گیری را نشانه حمایت مردمی از خود قلمداد می کنند و معمولا نزدیک شدن زمان برگزاری انتخابات با تمهیداتی از جمله دادن برخی امتیازات سیاسی و اجتماعی برای ترغیب مردم به شرکت در انتخابات همراه بوده است.
منبع : بی بی سی
| +| نوشته شده توسط پسر کوروش در پنجشنبه 1390/06/10 و ساعت 14:40 |
درگذشت هدی صابر در پی اعتصاب غذا

هدی صابر روزنامه نگار و فعال ملی - مذهبی که در پی اعتصاب غذا در بند ۳۵۰ زندان اوین دچار عارضه قلبی شده بود، در بیمارستان مدرس تهران درگذشت.
به گفته نزدیکان آقای صابر، وی که از بیماری قلبی رنج می برد، روز جمعه به دلیل عارضه گرفتگی رگ ناشی از اعتصاب غذا به بیمارستان منتقل شده و روز گذشته از دنیا رفته است.
علی شکوری راد ضمن تائید این خبر به بی بی سی فارسی گفت: "پس از انتقال ایشان به بیمارستان مدرس اقدامات درمانی انجام شد و رگ را باز کردند اما متاسفانه این اقدامات نتیجه بخش نبود."
آقای شکوری راد همچنین اعلام کرد با اینکه آقای صابر روز شنبه درگذشته، اما خانواده وی تا ظهر امروز (یک شنبه) از خبر درگذشت این فعال ملی - مذهبی بی خبر بوده اند.
سایت تحول سبز، نزدیک به مخالفان دولت ایران، از قول برخی پزشکان بیمارستان مدرس علت درگذشت آقای صابر را "سهل انگاری" مقامات زندان در انتقال به موقع به بیمارستان ذکر کرده و افزوده است که اگر انتقال وی به موقع انجام می شد از مرگ نجات می یافت.
هدی صابر دوم مرداد ماه سال گذشته بازداشت شد و از آن زمان به بعد در زندان اوین محبوس بود.
سوابق قبلی بازداشت
آقای صابر بلافاصله پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم، یک بار دیگر برای مدتی کوتاه بازداشت شده بود.
وی در بهمن ماه ۱۳۷۹ نیز دستگیر و به دنبال بیش از یک سال حبس، در دادگاه به پنج سال و نیم زندان محکوم شد؛ هر چند اجرای این حکم به تعویق افتاد و او با وثیقه ١٣٠ میلیون تومانی از زندان بیرون آمد.
هدی صابر در اردیبهشت ۱۳۸۲، مجددا مورد محاکمه قرار گرفت و به ۱۰ سال زندان و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد و تا برگزاری دادگاه تجدید نظر آزاد شد. اما در خرداد همین سال یک بار دیگر بازداشت شد و سه ماه در زندان انفرادی بهسر برد.
دادگاه تجدید نظر در مرداد ۱۳۸۵، بدون تصمیم گیری در مورد پرونده قدیمی تر بازداشت آقای صابر در سال ۱۳۷۹، حکم هشت ماه زندان برای او را به اتهام معاونت در تشکیل یک سازمان غیر دولتی بدون مجوز تأیید کرد.
این در حالی بود که عبدالفتاح سلطانی وکیل هدی صابر تاکید داشت که این سازمان به ثبت قانونی رسیده است.
آغاز اعتصاب غذا
"پس از انتقال ایشان به بیمارستان مدرس اقدامات درمانی انجام شد و رگ را باز کردند اما متاسفانه این اقدامات نتیجه بخش نبود"
هدی صابر و امیرخسرو دلیرثانی، چندی پیش با صدور بیانیه مشترکی اعلام کردند که به عنوان دو زندانی متعلق به جریان فکری ملی - مذهبی، "در اعتراض به مرگ هاله سحابی و برای جلوگیری از تکرار این بیدادگری ها علیه انسانهای بی دفاع" دست به اعتصاب غذای تر می زنند.
این دو با توصیف خانم سحابی به عنوان فردی که "مادر صفت و خواهرگونه در خدمت مردمان و آسیب دیدگان وقایع دو سال اخیر" کشور به دنبال انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ بود"، تاکید کرده بودند که در اعتصاب غذای خود هیچ "مطالبه و خواسته شخصی" ندارند.
هاله سحابی، فرزند عزت الله سحابی و از فعالان ملی - مذهبی، روز ۱۱ خرداد و در پی حمله نیروهای امنیتی به مراسم تشییع و خاکسپاری پدر خود، در گذشته بود.
روز ۱۰ خرداد نیز، عزت الله سحابی رئیس شورای فعالان ملی - مذهبی، در پی حدود یک ماه کما، از دنیا رفته بود.
منبع : بی بی سی
| +| نوشته شده توسط پسر کوروش در یکشنبه 1390/03/22 و ساعت 20:8 |
| +| نوشته شده توسط پسر کوروش در جمعه 1390/03/20 و ساعت 16:2 |
روزنامه کلمه
ویژه نامه کلمه درباره هاله سحابی را اینجا مطالعه کنید و برای دیگران ارسال کنید
| +| نوشته شده توسط پسر کوروش در شنبه 1390/03/14 و ساعت 0:10 |
گزارش مشروح از تشییع جنازه نیمه تمام و تدفین پلیسی پیکر میراسماعیل موسوی
قرار بر این بود که مراسم تشییع پیکر مرحوم حاج میر اسماعیل موسوی پدر مهندس میر حسین موسوی صبح امروز با حضور خانواده ایشان و مردم برگزارشود.
به گزارش خبرنگار کلمه، نیروهای انتظامی و امنیتی و همچنین لباس شخصی ها از نخستین ساعات بامداد امروز با حضور در خیابان پانزده خرداد و خیابان ها و کوچه های اطراف در محله درخونگاه واقع در محله بازار در جنوب تهران به محاصره منطقه و کنترل ترددها مبادرت ورزیدند.
از ساعت ۸ صبح خیابان پانزده خرداد از تقاطع گلوبندک و ابوسعید توسط نیروهای انتظامی مسدود شده و مشایعت کنندگان امکان نزدیک شدن به منزل مرحوم موسوی را با خودرو شخصی نداشتند.
در گزارشی دیگر نیز همسایه ها خبر از ورود نیروهای امنیتی به منازل اطراف و استقرار بر پشت بام ها دادند تا رفت و آمد مردم را تحت نظر گرفته و از آن ها فیلم برداری کنند.
فیلمبرداری از شرکت کنندگان در مراسم تشییع و تدفین یاد آور مراسم تشییع پیکر مطهر آیت الله مرحوم منتظری است که در دو طرف خیابان های اطراف حرم نیروهای لباس شخصی از مردم فیلم برداری می کردند.
از شب گذشته و پس از اعلام خبر مراسم تشییع پیکر فضای امنیتی و پلیسی بر منطقه ی مسکونی آن مرحوم حاکم شد اما با وجود جو پلیسی و انتظامی منطقه و همچنین عدم اطلاع رسانی کافی و تعطیلات نوروزی، هزاران نفر از مردم و علاقمندان به خاندان موسوی با حضور در منزل مرحوم میر اسماعیل موسوی و کوچه های اطراف به قرائت فاتحه و ذکر صلوات پرداختند.
به گفته ی ناظران تعدای از زندانیان سیاسی که در حوادث بعد از انتخابات دستگیر شده بودند در این مراسم حضور داشتند همچنین دکتر قاسم زاده داماد ایت الله العظمی موسوی اردبیلی با حضور در منزل مرحوم موسوی از طرف این مرجع تقلید به بازماندگان تسلیت گفت و به نمایندگی از ایشان در مراسم شرکت کرد.
ساعت ۹ صبح پیکر مرحوم میر اسماعیل موسوی از منزل خارج و بردوش مردم وفادار به این خانواده تشییع شد. اما به محض عبور جمعیت از کوچه شهید اکبر نژاد و ورود آن ها به خیابان ۱۵خرداد، صد ها تن از ماموران انتظامی و امنیتی با هجوم به مشایعت کنندگان پیکر را از دست مردم خارج و به طرز غیر مودبانه و با پرخاش گری داخل امبولانس گذاشتند امبولانس را از محل خارج کردند.
نکته ی قابل توجه برای حاضرین این بود که با وجود آنکه اکثر مشایعت کنندگان ذکر لا اله الله را سر می دادند و برخی از همسایگان آن مرحوم ومعتمدین محل قصد داشتند با ذکر مصیبت اهل بیت (ع) واشاره به سوابق مرحوم یاد وخاطره او را گرامی بدارند ماموران امنیتی برخورد کرده ومانع از انجام امور متداول مذهبی شدند.
به گفته ی یکی از شرکت کنندگان، مشایعت کنندگانی که قصد داشتند مسافت بیشتری را همراه جنازه در خیابان ۱۵ خرداد طی کنند و به محض ربودن پیکر مرحوم موسوی با سردادن شعار یا حسین میرحسین مخالفت خود را با این اقدام ماموران امنیتی ابراز کردند.
ماموران امنیتی که از انبوه جمعیت و احتمال گسترش دامنه آن حضور مردم، وحشت زده بودند با کسانی که شعار یا حسین میر حسین را سر داده بودند برخورد و در این میان تعدادی را دستگیر و تعدادی را نیز مورد ضرب وشتم شدید قرار دادند.
به گفته ی ناظران در این میان حاج میرحسن موسوی پدر شهید سید علی موسوی که رفتار ماموران را با مردم نمی توانست قبول کند زبان به اعتراض گشود که بلافاصله دستگیر و به محل نامعلومی انتقال داده شد.
از سوی دیگر جواد سلیمی داماد مهندس موسوی و برادر ۳ شهید هم مورد ضرب وشتم ماموران قرار گرفت و به همراه تعداد دیگری از منسوبین و نوه های مرحوم میر اسماعیل موسوی و مردم بازداشت شد که پس از چند ساعت آزاد شدند.
با نیمه تمام ماندن مراسم در محله درخونگاه مشایعت کنندگان به طرف بهشت زهرا حرکت کردند که در طول مسیر اتوبوس ها و خودروهای شخصی توسط گردان های موتور سوار نیروهای پلیسی امنیتی و لباس شخصی ها اسکورت می شد.
از دیگر سو بسیاری از مردم که نتوانسته بودند در مراسم تشییع شرکت کنند خود را به غسالخانه رسانده بودند لذا در بهشت زهرا پس از انتقال پیکر مرحوم موسوی به غسالخانه و انجام مراسم تغسیل و تکفیت، ماموران امنیتی مانع انتقال پیکر برای ادای نماز میت در سالن عمومی شدند.
تا آنجا که پرسنل سازمان بهشت زهرا از فضای امنیتی حاکم بر محل و نحوه برخورد ماموران متعجب و دچار بهت و حیرت بودند.
بر اساس مشاهده ها، صدها تن از مردمی که بی اطلاع از تشییع پیکر مرحوم موسوی برای دفن اموات خود به بهشت زهرا آمده بودند با مشاهده فضای نظامی و امنیتی و اطلاع از مراسم ضمن اظهار همدردی با بازماندگان برای شرکت در این مراسم اظهار تمایل کردند که ماموران اجازه حضور به انها را ندادند.
از آنجا که هر لحظه بر خیل حاضران افزوده می شد، سرانجام در یک محل کنترل شده و کوچک که فقط گنجایش ۱۰۰ نفر جمعیت داشت و درب های آن را با غل و زنجیر بسته بودند نماز میت برگزار گردید و اجازه ندادند عزاداران حاضر بر پیکر مرحوم موسوی نماز گزارند.
در این بین حضور پر شمار چهره های مختلف سیاسی دانشگاهی وزرای سابق نمایندگان قبلی مجلس روزنامه نگاران و دانشجویان چشم گیر بود. همچنین خانواده ها و فرزندان تعدادی از شهدای انقلاب و دفاع مقدس نیز در این مراسم حاضر بودند.
پس از برگزاری نماز نیز ماموران به هنگام انتقال جنازه به مردم حمله کردند که برخورد بی ادبانه و پرخاشگرانه ماموران مورد انتقاد دکتر علی شکوری راد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت قرار گرفت و یکی از ماموران قوی هیکل و عالی رتبه امنیتی وی را مورد ضرب و شتم قرار داد که موجب جراحت و خون ریزی در صورت و دهان ایشان شد. در این میان تعداد دیگری از مردم نیز دستگیر شدند.
پس از اقامه نماز به نحوی که در گزارش آمد از تحویل پیکر مرحوم حاج میر اسماعیل موسوی به خانواده ممانعت بعمل آمد و با انتقال وی به یک امبولانس از درب دیگر و به دور از چشم مردم در انتظار به سمت قطعه ۹ بهشت زهرا حرکت داده شد.
پیکر مرحوم حاج میر اسماعیل موسوی در کنار نوه شهیدش سید علی موسوی که در عاشورای سال۸۸ مظلومانه به شهادت رسید به خاک سپرده شد.
عزاداران شرکت کننده در این مراسم می گویند قطعه ۹ از ساعت ها قبل توسط نیروهای انتظامی و امنیتی و لباس شخصی ها در محاصره کامل درآمده بود.
با ورود جنازه مراسم تدفین به سرعت انجام و از مردم خواسته شد سریعا و پس از ذکر مختصری مصیبت اهل بیت (ع) که توسط یکی از مداحان خوانده شد محل را ترک کنند.
خبرها حاکی از آن است که هم اکنون گارد ویژه در ۲ طرف خیابان ۱۵ خراد مستقر هستند و ابتدا و انتهای ۱۵ خرداد شرقی را به وسیله ی گارد بسته اند.
تعدادی ون پلیس، موتورهای پرشی، رونیزهای اطلاعات و ماشین های گشت در محل حاضر شده اند، گمان می رود نگرانی این افراد از آن است که پس از بازگشت بیت موسوی جمعیت عزادار به محل برای تسلیت به خانواده بیایند.
حاشیه ها:
*حضور انبوه مردم با وجود زمان کوتاه و امکانات محدود اطلاع رسانی و تهدیات زیاد و دستگیری ها قابل ستایش بود.
* در بخش هایی از مراسم مردم و بویژه بانوان با سردادن شعار یا حسین میرحسین مراتب تکریم خود را نسبت به مهندس موسوی و حمایت از او اعلام می کردند که با واکنش شدید ماموران مواجه شد و به دستگیری چند تن از آنان در خیابان ۱۵خرداد و بهشت زهرا انجامید. ماموران مرد یکی از بانوان دستگیر شده در بهشت زهرا را مورد ضرب و شتم قرار دادند این در حالی است که تعدای از ماموران زن نیز در بین مردم بودند.
*فضای امنیتی حاکم بر خیابان ۱۵ خرداد، محله درخوتگاه و بهشت زهرا به گونه ای بود که تعداد زیادی از معاونین وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه و پلیس امنیت و سایر مدیران سطوح میانی در محل حضور داشتند و به اصطلاح امنیت مراسم را زیر نظر داشتند.
*تعدای از ماموران ارشد حاضر در محل با استفاده از عینک دودی و ماسک صورت خود را پوشانده بودند
*یکی از همسایگان مرحوم حاج میر اسماعیل موسوی با صدای بلند گفت: خدا شاهد است که او مرد خیری بود هیچکس جز خیر از این مرحوم چیزی ندید. من شهادت می دهم که ایشان ۵۰۰ خانواده را تحت حمایت مالی خود قرار داده بود و کمتر کسی این موضوع را می داند مرحوم نزدیک به ۶۰ سال در این محله سکونت کرد و جز ادب اخلاق و بزرگوتری چیز دیگری از مرحوم ندید.
| +| نوشته شده توسط پسر کوروش در جمعه 1390/01/12 و ساعت 20:24 |
آیتالله دستغیب: هیچ مجتهد عادلی این حصر غیر شرعی و غیر قانونی را امضا نمیکند
آیتالله سید علیمحمد دستغیب، مرجع تقلید مقیم شیراز، در پیامی به مهندس میرحسین موسوی، درگذشت پدرش مرحوم میر اسماعیل موسوی را به وی تسلیت گفت و افزود: به آن مرحوم نیز تبریک میگویم که خداوند فرزندی به وی عنایت کرد که عمر پر برکت خود را در راه پیگیری اهداف بلند امام راحل(رحمه الله) قرار داده است.
این نماینده مردم در مجلس خبرگان رهبری همچنین در پیامش به مهندس موسوی، با اشاره به اینکه “شما هم به عنوان مرید و مقلّد حضرت امام خمینی(رحمه الله)، در حیات و ممات ایشان از اهدافشان حمایت کرده و استقامت نمودید”، تاکید کرد: “شما و ما و همه دوستداران شما به جمهوری اسلامی ایران علاقمند هستیم و خواستار اجرای دقیق قوانین اسلام و قانون اساسی میباشیم و نیز آزادی بیقید و شرط زندانیان سیاسی در بند را خواستاریم.”
آیتالله دستغیب همچنین بار دیگر خواستار آن شد که هیأت حاکمه به حصر میرحسین و کروبی و همسران ایشان پایان دهند و با تصریح به اینکه “هیچ مجتهد عادلی این حصر را امضاء نمی کند”، خاطرنشان کرد: “هرچند فعلاً جنابعالی در حصر غیر شرعی و غیر قانونی بلکه غیر انسانی می باشید امّا در واقع و حقیقت آزادید، و هر چند مطرود شده غیر شرعی و غیر قانونی میباشید امّا در قلب با صفای مردم مؤمن، و مردم آزاده جا دارید.”
متن کامل پیام این مرجع تقلید که در سایت حدیث سرو منتشر شده، به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
انّا لله و انّا الیه راجعون
حضور محترم جناب مستطاب سلالة السادات مهندس میرحسین موسوی
خبر درگذشت پدر مکرّم و معزّز جنابعالی موجب تأثّر و تألّم شد، اینجانب در ضمن اینکه به شما و سایر بازماندگان ایشان تسلیت می گویم، به آن مرحوم نیز تبریک میگویم که خداوند فرزندی به وی عنایت کرد که عمر پر برکت خود را در راه پیگیری اهداف بلند امام راحل(رحمه الله) قرار داده است. امام عزیز اعتلای کلمه اسلام و سربلندی مسلمین جهان به خصوص مردم مسلمان ایران را می خواست که حاصل آن «جمهوری اسلامی ایران» بود، و با تأکید هرچه بیشتر در تدوین قانون اساسی به آن روحی دائمی بخشید، و شما هم به عنوان مرید و مقلّد حضرت امام خمینی(رحمه الله)، در حیات و ممات ایشان از اهدافشان حمایت کرده و استقامت نمودید، هرچند فعلاً جنابعالی در حصر غیر شرعی و غیر قانونی بلکه غیر انسانی می باشید امّا در واقع و حقیقت آزادید، و هر چند مطرود شده غیر شرعی و غیر قانونی میباشید امّا در قلب با صفای مردم مؤمن، و مردم آزاده جا دارید.
اینجانب از هیأت حاکمه می خواهم که به حصر شما و همسر محترمه تان و حجّة الاسلام و المسلمین کروبی و همسر ایشان پایان دهند و بدانند که هیچ مجتهد عادلی این حصر را امضاء نمی کند. اگر به نظر آنها شما متّهم به جرمی می باشید چرا شما و آقای کروبی را در دادگاه صالح در نزد مجتهد عادل نمیآورند تا بتوانید از خود دفاع کنید، و همه بشنوند و ببینند که این همه اتّهامات از کجا پیدا شده است.
در خاتمه همانطور که بارها گفتهام شما و ما و همه دوستداران شما به جمهوری اسلامی ایران علاقمند هستیم و خواستار اجرای دقیق قوانین اسلام و قانون اساسی میباشیم و نیز آزادی بیقید و شرط زندانیان سیاسی در بند را خواستاریم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
سید علیمحمد دستغیب
منبع : وبسایت کلمه
| +| نوشته شده توسط پسر کوروش در جمعه 1390/01/12 و ساعت 20:22 |
| +| نوشته شده توسط پسر کوروش در پنجشنبه 1390/01/11 و ساعت 0:28 |
میر حسین عزیز تولدت
مبارک

| +| نوشته شده توسط پسر کوروش در دوشنبه 1389/12/09 و ساعت 21:24 |
میرحسین و کروبی بازداشت و به زندان حشمتیه منتقل شده اند
میرحسین موسوی و مهدی کروبی، به همراه همسران خود زهرا رهنورد و فاطمه کروبی، دستگیر شده و به زندان حشمتیه تهران منتقل شدهاند.
طبق آخرین اطلاعات رسیده از منابع موثق به کلمه، بازداشت و انتقال آنها به زندان قطعی است اما زمان دقیق انتقال آنها همچنان مبهم است.
پیش از این و در دو هفته گذشته، مقامات کشور در مورد محدودیتها و نحوهی حصر همراهان جنبش سبز سکوت اختیار کرده بودند. این مساله به مبهم شدن فضا و گمانهزنیها دامن زده بود. دختران میرحسین نیز بارها با مراجعه به کوچه اختر، با پاسخهای مبهم و متناقض روبهرو شده بودند، و امکان هیچگونه تماسی نیز برای ارتباط با پدر و مادرشان فراهم نشده بود. همچنین چراغهای خانه نیز در این چند روز خاموش بوده است. به نظر می رسد عدم اجازه تماس با خانوادهی موسوی و کروبی برای مطلع نشدن آنها از مکان موسوی و کروبی بوده است. این بیخبری و نیز مسئولیتناپذیری مقامات در پاسخگویی، به برخی اخبار در روزهای گذشته دامن زده بود.
از سوی دیگر، سحام نیوز سایت نزدیک به مهدی کروبی نیز اظهارات یکی از همسایگان مهدی کروبی را نقل کرده بود که میگفت: نیمه شب پنج شنبه شاهد حضور هشت ماشین ون نیروهای امنیتی در مقابل ساختمان و ورودی پارکینگ منزل آقای کروبی بوده و پس از دقایقی همگی به همراه یک ماشین که از داخل پارکینگ درآمده محل را ترک کردهاند.
در این حال امروز و پس از اظهارات متناقض و مبهم دادستان کل کشور در مورد حصر و اعمال محدودیت بر آقایان موسوی و کروبی و همسرانشان، آنچه مشخص شده، این است است که: نخستوزیر هشت سال دفاع مقدس و رییس دو دوره مجلس شورای اسلامی به همراه همسرانشان و به دستور مقامات عالی کشور بازداشت و به زندان حشمتیه تهران منتقل شده اند.
منبع : سایت کلمه
| +| نوشته شده توسط پسر کوروش در دوشنبه 1389/12/09 و ساعت 21:11 |
تهدید و فشارهای تازه برای خانواده های شهدای جنبش سبز
کلمه_عاطفه امیری :افرایش فشار بر خانواده های شهدای جنبش سبز هر روز بیش از پیش می شود تا جایی که ماموران امنیتی در تماس با این خانواده آنها را تهدید می کنند که در صورت مصاحبه و اطلاع رسانی درباره وضعیت پرونده عزیزان شان بازداشت می شوند .
آنها همچنین از خانواده ها می خواهند که در زمان و ساعت مشخصی در بهشت زهرای تهران به خصوص قطعه ۲۵۷ که در آن شهدای حوادث پس از انتخابات به خاک سپرده شده اند حاضر نشوند .آنها در تماس با خانواده ها می خواهند که در روزهایی به جز پنج شنبه و جمعه بر سر مزار عزیزان شان حاضر شوند و همگی با هم در روز مشخصی به ویژه پنج شنبه به بهشت زهرای تهران نروند .چرا که وقتی خانواده شهدا در این روز به بهشت زهرا می روند تعداد زیادی از مردم با آنها سخن می گویند و شرح آنچه بر آنها گذشته است را بازگو می کنند .
خانواده شهدای پس ازانتخابات سال ۸۸ این امر را ناشی از ترس نیروهای امنیتی از ارتباط زیاد خانواده ها با یکدیگر و شکل گیری تجمع بر مزارشهدا عنوان می کنند . این سخت گیریها به ویژه پس از برگزاری جشن تولد نمادین امیر تاجمیر یکی از شهدای جنبش سبز که منجر به دستگیری و بازجویی تعدادی از خانواده های شهدای پس از انتخابات از جمله مادر سهراب اعرابی، مادر و پدر رامین رمضانی شد افزایش یافته است .
این خانواده ها می گویند : اگر بیش از سه نفر بر مزار عزیزان شان به خصوص بر سر مزار ندا آقا سلطان حاضر شوند، ماموران امنیتی مستقر در بهشت زهرای تهران خیلی زود با خانواده ها برخورد کرده و آنها را ساعتها مورد بازجویی قرار می دهند. یا مثل جشن تولد امیر تاجمیر اعضای خانواده ها بازداشت و بازجویی می شوند .که از جمله آنها مهدی رمضانی ، پدر رامین رمضانی از شهدای روز ۲۵ خرداد سال گذشته است که مدت یک ماه و نیم را در زندان اوین گذراند و سپس با تودیع وثیقه دویست میلیونی از زندان آزاد شد . خبرنگاران کلمه که به تازگی دیداری با چند تن از خانواده های شهدای جنبش سبز داشته اند از آخرین وضعیت برخی از این خانواده ها گزارشی تهیه کرده اند .هر چند این خانواده ها همگی با افزایش فشار نیروهای امنیتی از مصاحبه و اطلاع رسانی منع شده اند . بنابراین در این گزارش تنها به موارد کوتاهی از آنچه این روزها بر این خانواده ها می گذرد اشاره می کنیم :
پدر میثم عبادی : پی گیری هایم بی نتیجه بوده است
میثم عبادی، جوانترین شهید جنبش سبز است. او ۲۴ خرداد ماه سال گذشته در روز سخنرانی احمدی نژاد در میدان ولی عصر به مناسبت انتخاب دوباره اش از سوی حکومت، مورد اصابت گلوله قرار گرفت . میثم کارگری بود که برای کمک به خانواده اش از چهارده سالگی در یک کارگاه خیاطی کار می کرد . او در تجمع های اعتراضی آن روز در چهار پارک وی از ناحیه شکم گلوله خورد و برای همیشه این جهان را ترک کرد.
پدر میثم می گوید :« راستش را بخواهید مدتهاست برای پی گیری وضعیت پرونده پسرم به دادگاه یا دادگستری نرفته ام معلوم است که نمی خواهند به این پرونده ها رسیدگی شود. باور کنید هر بار که به دادگاه یا دادستانی می روم آن قدر با من بد برخورد می کنند که خیلی اوقات گریه ام می گیرد .»
خواهر میثم نیز که گاهی اوقات برای پی گیری پرونده برادرش به مراجع قضایی مختلف مراجعه می کند عقیده ای مشابه پدرش دارد و معتقد است :« پی گیری هایشان هیچ نتیجه ای نداشته است .»
او می گوید :« هر بار برای پی گیری پرونده برادرم به جایی مراجعه می کردم به من می گفتند برادرت اغتشاشگر بوده ، از آن طرف هم شنیده ایم اسم برادرم را در فهرست شهدای بنیاد شهید قرار داده اند، بالاخره برادر من شهید است یا اغتشاشگر و اگر شهید است چرا با ما این گونه رفتار می کنند ؟
چندی پیش نیز پدر میثم عبادی در گفتگو با کلمه از آخرین وضعیت پی گیری هایش درباره پرونده پسرش خبر داده بود او همچنین گفته بود که ماموران بنیاد شهید روزی به خانه آنها مراجعه کرده و کارت شهیدی را به آنها داده اند .
پدر میثم می گوید :«پسر من یک جوان بی تجربه بود که برای شرکت در تظاهرات یا کنجکاوی یا هر آنچه اسمش را بگذارید آن روز به خیابان رفته بود آیا جواب این کار گلوله است؟آیا کسانی که می پرسند رای شان کجاست باید کشته شوند ؟»
میثم عبادی در اعتراض به رفتار یکی از لباس شخصی هایی که دختری را به شدت کتک می زد به شهادت رسید .
مادر کاوه سبز علی پور : به خاطر دختر دانشجویم سکوت کرده ایم
کاوه سبز علی، روز ۳۰ خرداد ماه سال گذشته در درگیری مسجد لولاگر به خاطر اصابت گلوله به سرش به شهادت رسید. کاوه ۲۴ ساله دانشجوی رشته سینما بود . پیکر او در شهر رشت به خاک سپرده شده است .پدر کاوه سرایدار یک ساختمان پزشکی در تهران است. مادر و پدر کاوه هنوز وقتی درباره او سخن می گویند اشک می ریزند و معتقدند هرگز دردشان تسکین نمی یابد .
اما با این همه مادر کاوه و خانواده اش به خاطر دختر دانشجوی شان سکوت کرده اند .آنها می ترسند که با این مصیبت، بروزمشکلات بیشتر مانع ادامه تحصیل و زندگی دو فرزند دیگرشان شود . آنها همچنین برای پی گیری آخرین وضعیت پرونده او به مراجع قضایی نمی روند چون معتقدند که پی گیری هایشان بی نتیجه خواهد بود چرا که تا به حال کسی درباره کشته شدن کاوه توضیحی به آنها نداده و هرگز قاتلان او معرفی نشده اند .
همسر فاطمه سمسارپور : فقط به دنبال آرامش دو فرزندم هستم
فاطمه سمسارپور، زن خانه داری بود که در روز ۳۰ خرداد ماه سال گذشته درست مقابل منزلش به شهادت رسید . او و پسر جوانش وقتی دیدند درخیابان محل زندگی شان در خیابان آزادی درگیری شدیدی رخ داده، که منجر به متلاشی شدن علمک گاز ساختمان شان شده در مقابل خانه شان حاضر شدند .آنها به مامور لباس شخصی که بدون توجه به این مسایل فقط شلیک می کرد، اعتراض کردند و گفتند که ممکن است کل ساختمان آتش بگیرد ولی جواب اعتراض آنها گلوله بود .گلوله ای که مستقیم قلب فاطمه را نشانه گرفت و به شهادت رساند و پسر جوان راکه گلوله به شکمش اصابت کرده بود تا ماه ها راهی بیمارستان کرد . مدیر همین ساختمان هم البته به خاطر اعتراضش بی نصیب نماند و از ناحیه پا گلوله خورد .
حسن میر اسداللهی،همسر فاطمه سمسارپور بعد از این ماجرای دردناک از کارش دست کشید و مراقبت از دو فرزندش را به عهده گرفت . فرزندان او که شاهد چگونگی کشته شدن مادرشان بوده اند، وضعیت روحی مناسبی ندارند . وی به خاطر دو فرزندش که به گفته او تمام عشق مادرشان در زندگی بوده اند درباره این ماجرا کمتر صحبت می کند هر چند وی یک بار در مصاحبه با روز آن لاین به صورت مفصل درباره این ماجرا اطلاع رسانی کرد .
خانواده رامین رمضانی از اطلاع رسانی منع شده اند
رامین رمضانی، ۲۲ ساله از دیگر شهدای جنبش سبز روز ۲۵ خرداد ماه پارسال در روز تظاهرات بزرگ مردم از میدان امام حسین به میدان آزادی به شهادت رسید .
خانواده رامین بارها درباره موضوع شهادت پسرشان اطلاع رسانی کرده اند و شاید همین موضوع منجر به بازداشت پدر خانواده شد .او بعد از یک ماه و نیم بازداشت در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات روز ۲۱ دی ماه سال جاری با تودیع وثیقه ۲۰۰ میلیونی از زندان اوین آزاد شد . آخرین مصاحبه پدر رامین رمضانی با سایت کلمه بوده است . او هنگام آزادی از زندان تعهد داد که دیگر درباره پی گیری هایش اطلاع رسانی یا مصاحبه نکند . اما آنچه درباره پدر رامین رمضانی عجیب است این است که وقتی او در زندان اوین محبوس بود.روزنامه کیهان از قول او نوشت که وی از سران به گفته ی آنها فتنه شکایت کرده است . پدر رامین که بعدها از این موضوع با خبر می شود با شگفتی زیاد می پرسد که چگونه او در زندان توانسته از کسی شکایت کند . او به جز شکایت از قاتلان پسرش تا به حال از هیچ کس دیگری شکایت نکرده است .
خانواده شهدای جنبش سبز هنوز ناباورانه به جای خالی فرزندان ، همسران ،پدران و مادران شان می نگرند .آنها تنها به اینکه کنار یکدیگر بنشینند و ساعتی با هم درد و دل کنند خشنودند . آنها این روزها جایی را بهتر از مزار فرزندان شان نمی شناسند . اما این روزها با فشار نیروهای امنیتی از همین کار هم محروم شده اند .
آنها می گویند برای این درباره فرزندان شان با سایتها و شبکه های خبری دنیا مصاحبه می کنند، چون صدا و سیمای جمهوری اسلامی وسایر رسانه های دولتی هیچ علاقه ای به شنیدن حرفها و دردل هایشان ندارند. آنها می خواهند، حکومت قاتلان عزیزان شان را معرفی و محاکمه کند؟ آیا این ها درخواستهای بزرگی است که این خانواده ها حتی ازآن هم منع می شوند ؟
منبع : سایت کلمه
| +| نوشته شده توسط پسر کوروش در دوشنبه 1389/12/09 و ساعت 21:10 |
مهدی کروبی: آمادهام محاکمه شوم
در حالی که دادستان عمومی تهران از تلاش قوه قضاییه برای ممانعت از صدور بیانیه توسط رهبران مخالفان دولت خبر داده، مجتبی واحدی، سردبیر سابق روزنامه آفتاب یزد، در گفتگو با بیبی سی فارسی اعلام کرد که مهدی کروبی در یک گفتگوی تلفنی با او، گفته که آماده است در دادگاه علنی محاکمه شود.
مجتبی واحدی، روزنامه نگار در واشنگتن، گفت مهدی کروبی خطاب به سران حکومت گفته است که اگر غیرت و شجاعت دارند مانند حکومت شاه رفتار کنند.
آقای واحدی که تاکید کرد که به عنوان مشاور مهدی کروبی سخن میگوید، افزود آقای کروبی به او گفته: "حکومت شاه اگر مبارزانی مانند طالقانی، گلسرخی، بخارایی و دهها مبارز با اندیشههای متفاوت را به بند میکشید اجازه انتشار محاکمات آنها را در رسانهها میداد."
مهدی کروبی به آقای واحدی گفته است: "قبل از هر چیز میخواهد از اهالی محل خانهاش که تا حدود نیمه شب ۲۷ بهمن ماه مجبور به شنیدن 'شعارهای رکیک لاتهای حکومت' شدند، عذرخواهی کند."
آقای کروبی درباره موضع گیری محمد باقر قالیباف، شهردار تهران، علی اکبرناطق نوری، رئیس دفتر بازرسی رهبر جمهوری اسلامی و حسن روحانی، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام بر ضد حرکت ۲۵ بهمن ماه مخالفان دولت و رهبران آنها، گفت: "شکستن هم زمان سکوت این سه نفر و برخی ظرایف موجود در اظهار نظر آنها و نیز هم زمانی این اظهار نظرها با 'اطلاعیه دستوری' هیئت رئیسه خبرگان هر نوع تردید در مورد الزام آنها به اظهار نظر را برطرف میکند."
مجلس خبرگان پیشتر با انتشار بیانیه ای از تجمعات روز 25 بهمن به شدت انتقاد کرده و گفته بود که "سران فتنه" بهترین خدمات را به آمریکا و اسرائیل کردند.
مقامات جمهوری اسلامی از میر حسین موسوی و مهدی کروبی به عنوان "سران فتنه" یاد می کنند.
آقای ناطق نوری پس از مدتها سکوت، در گفتوگو با شبکه خبر تلویزیون ایران با "غیرقانونی و غیرشرعی" خواندن ناآرامیهای روز ۲۵ بهمن، با اشاره به سران معترضان گفت: "کسانی که روزگاری در کنار خدمتگزاران جمهوری اسلامی ایران حضور داشتند و به نظام و انقلاب خدمت میکردند و امروز در مقابل ملت و نظام قرار گرفتهاند، اگر کمترین هوش سیاسی و غیرت داشتند باید خود و اندک هوادارانشان را در روز ملی ۲۲ بهمن فرا میخواندند تا ضمن دفاع از آرمانهای امام و انقلاب و رهبری از مردم مصر و قیام ملت مصر هم حمایت میکردند."
محمدباقر قالیباف، شهردار تهران، در سرمقاله ای در روزنامه تهران امروز با عنوان "نامحرمان انقلاب در سنگر مقابله با نظام" با اشاره به ناآرامی های روز 25 بهمن نوشت: مسببان این اتفاقات و علی الخصوص سران فتنه نه بلوغ سیاسی دارند نه دین دارند و نه عقل؛ و از منظر ملت شریف ایران، گناه عملکرد آنان مشابه و مترادف کسانی است که هم اکنون ما آنها را به نام منافقین میشناسیم.
آقای روحانی هم درباره تظاهرات ۲۵ بهمن گفته بود: حرکت آن روز "گروهی فریب خورده" کاملاً محکوم است و قوه قضاییه باید براساس وظایف ذاتی خود نسبت به این حرکت "ضدانقلابی" اقدام کند.
آقای کروبی در گفتوگو با آقای واحدی که در فیس بوک نیز منتشر شده، از این سه نفر؛ یعنی آقای ناطق نوری، حسن روحانی و محمد باقر قالیباف، خواسته است که با صدور اطلاعیهای، خواستار محاکمه علنی او و اجازه انتشار دفاعیاتش در رسانهها شوند.
مشاور مهدی کروبی گفت با سختی بسیار توانسته با آقای کروبی تماس بگیرد.
آقای واحدی که مهدی کروبی را «شیخ شجاع و افتخار آفرین» خواند گفت: "روحیه او با زمانی که رئیس مجلس بوده هیچ فرقی نکرده و حتی استوارتر از آن ایام، بر سر عهد خود با ملت ایستاده است."
وبسایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی، امروز 28 بهمن ماه با انتشار فراخوانی اعلام کرده است که روز یکشنبه اول اسفند، در تهران و شهرستانها، تجمعهایی برای بزرگداشت کشته شدگان حوادث ۲۵ بهمن ماه برگزار میشود.
منبع: بی بی سی
| +| نوشته شده توسط پسر کوروش در جمعه 1389/11/29 و ساعت 1:27 |
بیان اعتراض به اعمال و رفتار حکومت محاربه نیست
بیان اعتراض به اعمال و رفتار حکومت محاربه نیست
کلمه: همزمان با انتشار تکذیبۀ دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی پیرامون ادعای استناد به فتوای ایشان برای صدور حکم اعدام یک دانشجو، آیت الله العظمی صانعی نیز امروز طی فتوایی اعلام کرد “هرگاه جمعیتی متشکل، به اعمال و رفتار حکومت اعتراض داشته و آنرا اعلام نمایند، قطع نظراز آنکه معترضین قطعاً محارب نمی باشند وعمل آنها دفاع از حقوق خودشان می باشد، بلکه اعتراضشان جایز- بلکه در برخی از مراحل- واجب است.”
طی چند روز گذشته برخی رسانه های خاص، با طرح این ادعا که به استناد به یکی از فتاوی آیت الله مکارم در مورد حوادث عاشورای امسال، خبر از صدور حکم اعدام برای یک دانشجوی جوان بنام محمد امین ولیان داده اند که در پی تماس و سوال شهروندان از دفتر آن مرجع، ایشان این موضوع را تکذیب کرده و آنرا “شیطنت برخی سایت ها و سوء استفادۀ افراد معلوم الحال که همواره و به هر بهانه در صدد ضربه زدن به نهاد مرجعیت شیعه هستند” اعلام نمودند.
آیت الله العظمی یوسف صانعی، امروز درپاسخ به استفتائی مبنی براینکه “معیار تشخیص محارب چه می باشد و مجازات آن چیست؟” مصادیق اصلی محاربه را -از مجموع کتاب و سنت و فتاوای فقها- کسانی معرفی کرد که “برای ایجاد رعب و وحشت و ناامنی درجامعه و سلب آزادی های مردم، بوسیله سلاح اقدام نماید و موجب ترس و وحشت مردم شوند؛ به نحوی که فساد در ارض بر آن صدق نماید.”
این مرجع تقلید شیعه، همچنین خاطرنشان نمود “بنابراین هرگروه یا جمعیت متشکلی که در برابر حکومت مشروع و قانونی که حافظ نظم وامنیت جامعه و اجراء عدالت باشد، برای ایجاد ناامنی و هرج و مرج و فضای رعب و وحشت قیام مسلحانه نماید، افراد آن جمعیت که سلاح بدست گرفته اند محارب میباشند و بقیه آنها حسب نظر اینجانب محارب نبوده گرچه مجرم و گناهکار و مستحق تعزیر می باشند و اما اگرکشیدن اسلحه برای ترساندن چند نفر حقیقی یا حقوقی بدون آنکه جنبه عمومی داشته باشد، بلکه برای اهداف شخصی و اختلاف با آنها باشد، محاربه نبوده و فساد فی الارض بر او صدق نمی کند.”
آیت الله صانعی همچنین تاکید فرمودند “ناگفته نماند هرگاه جمعیتی متشکل، به اعمال حکومت و رفتار آن اعتراض داشته باشند و اعتراض خودشان را بیان نمایند قطع نظر از آنکه قطعاً محارب نمی باشند و عمل آنها مشمول عنوان دفاع از حقوقشان و تظلم از ظلمی است که بر آنها رفته و اعتراض آنها نه تنها جایز بلکه در برخی از مراحلش واجب می باشد؛ بنابراین از نسبت محارب دادن به آنها و امثال آن هم، با انتخاب مجازات کشتن و اعدام که از مصادیق افترا به اسلام و از اکبر کبائر است، به خداوند عز و جل باید پناه برد.”
این مرجع تقلید جهان تشیع، از اختلاف بین علما در نحوه مجازات محارب، “حتی در صورت اثبات” خبر داد و اعمال تروریستی را نیز از “عوامل نادر” در جهت صدور حکم محاربه ذکر نمود و تصریح کرد “مجازات محارب در فرض اثبات با شرایط ذکر شده، یکی از چهار موردی است که در کتاب و سنت آمده و در کیفیت اجراء آنها اختلاف فراوان بین فقهاء وجود دارد که آیا به نحوه تخییر است یا ترتیب؟ و قطعاً برای رعایت احتیاط در دماء، قتل و یا صلب منجر به کشته شدن را باید محکمه و قانون، مختص بموارد بسیار نادر همانندعلمیات های تروریستی بداند و در موردی اجراء کند که جامعه آن را مناسب با جرمش بداند و سبب مفسده و وهن به اسلام نگردد و چگونه چنین نباشد بااینکه کشتن، از مجازاتهایی می باشد که اگر بعد معلوم شود اشتباه بوده قابل جبران نمی باشد .”
| +| نوشته شده توسط پسر کوروش در پنجشنبه 1388/12/13 و ساعت 23:11 |
اعتماد هم توقیف شد
کلمه: امروز نیز دو اتفاق نگران کننده رسانهای رخ داد ؛ اولی لغو امتیاز هفتهنامه ایران دخت بود و دیگری توقیف روزنامه اعتماد. این دو اتفاق در حالی رقم خورد که آقای محمود احمدی نژاد ۱۳ روز پیش در کنفرانس خبری خود گفت: «آزادی مطبوعات در ایران در حد بسیار بالایی است.»
هیئت نظارت بر مطبوعات در جلسه دهم اسفندماه خود پروانه هفتهنامه سراسری “ایراندخت” و نشریه استانی “سینا” را لغو کرد و به توقیف روزنامه “اعتماد” رای داد.
آقای احمدی نژاد در بخشی از کنفرانس خبری بهمن ماه خود اظهار داشته بود: «معاون مطبوعاتی نه اجازه دارد روزنامهای را لغو امتیاز کند و نه اجازه اعطای امتیاز دارد. بنابراین اگر توقیفی صورت بگیرد نیز از سوی هیات نظارت است و نه معاونت مطبوعاتی و چنان چه لغو امتیاز مطرح باشد، باید پرونده در دادگاه مطرح و توسط قاضی بررسی شود.»
این در حالی است که براساس گزارش خبرگزاری “فارس” ، ایراندخت به مدیر مسئولی محمد حسین کروبی از سوی هیئت نظارت بر مطبوعات لغو مجوز شده است.
به نظر می رسد این اظهارات رییس دولت در تناقض کامل با رویکرد معاونت مطبوعاتی و هیئت نظارت است . طبیعی است که چنین برخوردهای اعدامی ، در ادامه همان روند قبلی برخورد خشن با مطبوعات منتقد ، ارزیابی شود.
انتقاد احمدی نژاد از توقیف موج اندیشه و همت
امروز در شرایطی اعتماد و ایراندخت از حضور بر روی دکهها منع شدند که چندی پیش، پس از آن که قوه قضائیه انتشار دو نشریه هتاک موج نو و همت را متوقف کرد، رییس دولت حاضر نسبت به این مسئله واکنش نشان داد و گفت: «این قبیل برخوردها را قبول نداریم و معتقدیم این رفتارها نشان دهنده روحیه دیکتاتوری است و همگان بدانند که این کشور دیکتاتوری بردار نیست و مسائلی که ۳۰ سال قبل بود، تمام شده است.»
وی ادامه داد: «بنده این بگیر و ببندها را قبول ندارم، زیرا برخلاف صریح قانون است و با صرف یک انتقاد از یک فرد درست نیست که با افراد برخورد شود.»
انتقاد احمد توکلی از رویکرد حذفی دولت
رویکرد خاص دولت به مسئله مطبوعات چندی پیش مورد اعتراض احمد توکلی نماینده اصولگرا مجلس نیز قرار گرفت. وی در اواسط بهمن ماه طی نامهای به رییس دولت به وضعیت کنونی مطبوعات اعتراض کرد.
توکلی در آن نامه نوشت: «طی ماه گذشته هیات نظارت بر مطبوعات که به ریاست و مسئولیت وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل میشود در دو نوبت، به ۲۱ روزنامه و یک هفته نامه تذکر داده و آنها را تهدید به برخورد کرده است که در اکثریت قریب به اتفاق موارد استنادات بسیار سست و به طرز باورنکردنی ناچسب است.»
توکلی در ادامه نامه خود به رویکرد نامناسب معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد اشاره کرد و نوشت: «تعجبی ندارد که چنین برخوردهایی صورت میگیرد، وقتی که معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد، حوزه نقد و نظارت رسانهها را چنین تنگ تعریف میکند: « وظیفه نقد، نظارتی رسانهها و مخالفان، باید نقد و مخالفت با سیاستهای استکباری و کشورهای غربیباشد.»
وی ادامه داد: «بهزعم این معاون وزیر، تنها نقد و مخالفت با سیاستهای بیگانگان وظیفه رسانههاست و لابد حق ندارند به دولتی که با سیاستهایش مخالفند از گل نازکتر بگویند.»
این نماینده اصولگرای تهران با یادآوری اصل نهم قانون اساسی تصریح کرد: وظیفه دولت در عرصههای رسانهای و سیاسی تقویت آزادی و منع از محدودیتهای غیرقانونی یا سختگیریهای تنگنظرانه است. در این مسیر، به نظر بنده، رهبری، مجلس و مردم از شما حمایت خواهند کرد.
علل چنین ناشکیبایی ها و برخوردهای کینه توزانه و بی رحمانه با مطبوعات طرفدار نظام، اما منتقد، چیست؟
آیا معاونت مطبوعاتی ارشاد برای نظرات و دستورهای آقای احمدی نژاد، عملا ارزشی قائل است؟
آیا می توان کسانی را که با مشاهده ی برخوردهای حذفی با مطبوعات، اظهار می دارند که ” سخنان آقای احمدی نژاد در باره آزادی بیان در ایران ، حرفی بیش نیست ” ، غیر منصف دانست و آنان را به “سیاه نمایی” متصف کرد ؟
| +| نوشته شده توسط پسر کوروش در دوشنبه 1388/12/10 و ساعت 23:53 |
مصاحبه میر حسین موسوی با سایت کلمه
گسترش آگاهی ها استراتژی اصلی جنبش سبز
مأموران خشن، حتی طاقت دیدن یک لباس سبز بر تن راهپیمایان جوان و یا حتی یک تسبیح سبز در دست یک روحانی را نداشتند/ اجازه داده شود جنبش راه سبز با توجه به اصل 27 قانون اساسی، برای یک راهپیمایی مردم را دعوت کنند. نحوه استقبال می تواند به حرف و حدیث ها پایان دهد/برای راهپیمایی 22 بهمن امسال اصطلاح راهپیمایی مهندسی شده را بیشتر می پسندم/اینگونه مهندسی اجتماعات نه تنها افتخاری ندارد، بلکه شبیه همان ذهنیت استبدادی و رویه های پیش از انقلاب است/افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپیمایی 25 خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپیمایی های مهندسی شده یا احیانا اجباری با این همه هزینه و فضای امنیتی و ارعاب/جنبش سبز نباید اهداف خود را فراموش کند، همانطور که نباید دچار روزمره گی و انفعال بشود و استراتژی خود را از یاد ببرد/هدف جنبش سبز از همان اول، اصلاح در چهارچوب اصولی روشن بود. نقطه اتصال را همگی رنگ سبز گرفتیم/ملت ما می خواهد معلمان کشور بابت درخواست حقوق خود کتک نخورند، کارگران بابت درخواست حق خود مورد تهاجم قرار نگیرند و زنان بابت درخواست رفع تبعیض مورد هجوم تهمت های گوناگون قرار نگیرند/مهم آن است که در چهارچوب «هر شهروند، یک رسانه»، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش این آگاهی و تعمیق آن در میان همه اقشار و بویژه در اقشار مستضعف جامعه پیدا کند/جنبش سبز بر سر مطالبات خود حق خود محکم ایستاده است/علاقمندان به جنبش راه سبز به ایرانی بودن خود و همه نمادهای آن افتخار می کنند و طبیعی است که با این روحیه و منش، به تغییر رنگ پرچم کشورمان به شدت مشکوک هستیم و آن را محکمترین دلیل برای عدم علاقه یک فرقه به منافع و ارزش ها و فرهنگ ملی می دانیم /جنبش راه سبز باید بطور مکرر و در هر شرایط و مکان، روی انتخابات آزاد، رقابتی و غیرگزینشی تأکید کند/سبز بودن به لباس و نماد نیست. سبز بودن به رفتار و اخلاق است.
کلمه:میرحسین موسوی در گفت و گویی صریح با کلمه به سوالاتی که برای افکار عمومی و حامیان جنبش سبز پیرامون حوادث ۲۲ بهمن امسال و برخورد های خشونت آمیز صورت گرفته بوجود آمده بود پاسخ داده و مواضع خود را شفاف مطرح کرد.نخست وزیر امام در این گفت و گو همچنین در خصوص جنبش سبز مردم ایران و ادامه حرکت در مسیر راه سبز امید نکاتی را مطرح کردند.مهندس موسوی در این گفت و گو با انتقاد از راهپیمایی مهندسی شده در ۲۲ بهمن امسال که “تحت تأثیر انتخابات دهم و اتفاقات بعد از آن بود و دولت با هزینه گزاف و بسیج اتوبوس ها و قطارها از سراسر کشور و شکل های خاص اداری سعی کرد اثرات حضور جنبش سبز را در آن خنثی کند،طاقت دیدن یک لباس سبز بر تن راهپیمایان جوان و یا حتی یک تسبیح سبز در دست یک روحانی را نداشتند”تاکید کردند:”افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپیمایی ۲۵ خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپیمایی های مهندسی شده یا احیانا اجباری با این همه هزینه و فضای امنیتی و ارعاب”مهندس موسوی در این مصاحبه همچنین با انتقاد از برخی رویه های موجود در اداره کشور که منجر به ایجاد مشکل برای مردم شده است خاطرنشان کردند”ده ها میلیون ایرانی که در این کشور با سانسور، جلوگیری از آزادی ها و اقدامات سرکوبگرانه، سیاست خارجی دمدمی و ماجراجویانه، سیاست های ویرانگر اقتصادی، رواج فساد و دروغ معترض هستند، خواهان تغییراتی هستند که به آنها مجال می دهد با حاکمیت بر سرنوشت خود، این سرنوشت تحمیلی از سوی کارگزاران بی کفایت را تغییر دهند.ملت ما می خواهد تحت عنوان خصوصی سازی، بیشترین پروژه ها و فعالیت های اقتصادی کشور در بنگاه های شبه دولتی و نیز سپاه جمع نشود.ملت ما می خواهد معلمان کشور بابت درخواست حقوق خود کتک نخورند، کارگران بابت درخواست حق خود مورد تهاجم قرار نگیرند و زنان بابت درخواست رفع تبعیض مورد هجوم تهمت های گوناگون قرار نگیرند.ملت دوست ندارد که این چنین نامه هایش، پیام هایش، گفتگوهای تلفنی اش و پیامک هایش در معرض شنود قرار گیرد”نخست وزیر محبوب امام اما چشم انداز راه سبز امید را نیز در صحبت های خود ترسیم کرده وبار دیگر با تاکید بر حرکت جنبش سبز در چارچوب قانون اساسی تاکید داشتند”مهم آن است که در چهارچوب «هر شهروند، یک رسانه»، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش این آگاهی و تعمیق آن در میان همه اقشار و بویژه در اقشار مستضعف جامعه پیدا کند.گسترش اگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است.سبز بودن یعنی «خود» در میان نبودن و خودخواه نبودن. در این راه ما هم در صورت امکان از خیابان ها به صورت مسالمت آمیز و قانونی استفاده می کنیم و هم همه امکانات قانونی دیگر.جنبش سبز بر سر مطالبات خود حق خود محکم ایستاده است.هر اقدامی که در جهت احقاق حقوق مردم و اجرای بدون تنازل قانون اساسی صورت گیرد”
متن کامل گفت و گوی سایت کلمه با میر حسین موسوی به شرح زیر است:
*سه هفته از راهپیمایی ۲۲ بهمن می گذرد و حرف و حدیث زیادی در مورد این راهپیمایی گفته شده است.نظر شما درباره این راهپیمایی چه هست؟
- مراسم ۲۲ بهمن اولین بار نیست که در کشور ما برگزار می شود. این مراسم دنباله راهپیمایی های میلیونی سال ۵۷ به مناسبت های مختلف از جمله تاسوعا، عاشورا و اربعین است. هر ساله کسانی که به انقلاب علاقه دارند در این مراسم شرکت می کنند و معمولا در بسیج مردم برای راهپیمایی، نهادهای سنتی مثل مساجد و هیئت ها نقش بزرگی دارند. معمولا این مراسم در هر سال متأثر از اتفاقات مهم آن سال و فضای سیاسی کشور است و امسال این مراسم تحت تأثیر انتخابات دهم و اتفاقات بعد از آن بود و دولت با هزینه گزاف و بسیج اتوبوس ها و قطارها از سراسر کشور و شکل های خاص اداری سعی کرد اثرات حضور جنبش سبز را در آن خنثی کند.
* راهپیمایی امسال با سال های قبل چه تفاوت هایی داشت؟
- تفاوت ها متأثر از مسائل بعد از انتخابات بود. امسال با توجه به شکل گیری جنبش اجتماعی – سیاسی عظیم سبز، این راهپیمایی به شدت تحت تأثیر نحوه حضور این جنبش در راهپیمایی بود. درهیچ سالی این همه نیروی نظامی و انتظامی و امنیتی به خیابان ها آورده نمی شد. برخوردهای خشن و وحشیانه ای که مخصوصا در میدان صادقیه و بعضی نقاط دیگر دیده شد در سال های قبل نبود. در سال های قبل مردم با هر شکل و قیافه و شعاری که می خواستند در راهپیمایی شرکت می کردند ولی امسال مأموران خشن، حتی طاقت دیدن یک لباس سبز بر تن راهپیمایان جوان و یا حتی یک تسبیح سبز در دست یک روحانی را نداشتند. گمان نمی کنم اثر این برخوردها به سادگی از خاطره مردم برود.
* فکر می کنید حجم مردمی که به جنبش سبز علاقه دارند در این راهپیمایی چقدر بود؟
- آمار دقیقی نمی توان ارایه کرد ولی از طریق قراینی می شود فهمید. یکی از این قراین، وزن جمعیتی راهپیمایی خودجوش ۲۵ خرداد و مقایسه آن با ۲۲ بهمن است و قرینه دیگر فضای خالی میدان آزادی به هنگام سخنرانی و مقایسه آن با سال های پرجمعیت راهپیمایی است. هنوز جوابی برای خالی بودن میدان و این که چرا دوربین ها فقط نقاط محدود نزدیک به جایگاه را رصد می کرده داده نشده است. اینکه مردم مراقب چمن و محیط زیست بوده اند، مخصوصا برای کسانی که سال های قبل حضور مردم در میدان را مشاهده کرده اند، مضحک است. اگر برای نطام تخمین وزن جمعیتی جنبش سبز اهمیت داشت، جلوی ابراز هویت جمعیت های سبز را نمی گرفت. ولی وحشت از آشکار شدن این هویت و دامنه آن، این فرصت تاریخی را گرفت. این امر بیش از جنبش راه سبز، برای حاکمیت مضر بود. روشن است که پنهان نگه داشتن واقعیت، منجر به حذف آن نمی شود و در این مورد بنده یقین دارم که با این برخورد گسترده، این هویت عمیق تر و گسترده تر خواهد شد. ولی بنده و جناب آقای کروبی در مشورتی که داشتیم فکر کردیم پیشنهادی که قبلا داده ایم را تکرار کنیم و آن اینکه اجازه داده شود جنبش راه سبز با توجه به اصل ۲۷ قانون اساسی، برای یک راهپیمایی مردم را دعوت کنند. نحوه استقبال می تواند به حرف و حدیث ها پایان دهد. ما اعتقاد داریم که اگر دعوت جنبش سبز و تشکل های اصلاح طلب و مراجع عظام و دیگر شخصیت های نظام نمی بود، امسال ما یک راهپیمایی بی رمقی داشتیم که اکثریت آن را نیروهای نظامی و انتظامی که از سراسر کشور جمع شده بودن تشکیل می داد، یعنی مسیرهای راهپیمایی وضعیتی می داشتند که میدان آزادی به هنگام سخنرانی داشت.
*گفته می شود تطمیع و تهدید در این راهپیمایی نقش داشته و عده ای به دلیل مسائل مادی در این راهپیمایی شرکت کردند.
- اصطلاح راهپیمایی مهندسی شده را بیشتر می پسندم. بنده با توهین به کسانی که موافق شعارهای جنبش سبز نیستند مخالفم. قرار نیست و قرار نبود که همه با ما هم رأی باشند و اگر کسی با ما هم رأی نیست انسان بدی شمرده شود. همه هموطنان ما هستند. منهای یک عده قمه کش و آدمکش، همه خواهران و برادران ما هستند. حتی نیروهای نظامی و انتظامی برادران ما هستند و می دانیم که مجبور به اعمال خشونت می شوند. البته هزینه های گزاف و استفاده از اهرم های استخدامی و امکانات دولتی برای جمع کردن جمعیت محکوم است. بنده یادم می آید که برای آن که دستگاه دفاعی در زمان جنگ کامیون هایی را برای جبهه در اختیار بگیرد با چه موانع شرعی و اجرایی روبرو بود و حتی در شرایط بسیار بحرانی جنگ، توسط حضرت امام اجازه داده شد از کامیون های شخصی به شرطی استفاده شود که دولت رسما هزینه ها و خسارت های وارده را تقبل کند، که کرد. ولی برای این راهپیمایی، تقریبا بیشترین اتوبوس ها و حتی قطارها برای جمع آوری جمعیت و نیروهای نظامی و انتظامی در اختیار قرار گرفته شده بود. اینگونه مهندسی اجتماعات نه تنها افتخاری ندارد، بلکه شبیه همان ذهنیت استبدادی و رویه های پیش از انقلاب است. در زمان پهلوی ها هم اگر کارمندی در تجمعات مورد نظر آنها شرکت نمی کرد، دچار مشکل می شد. افتخار نظام ما در سال ۵۷ و بعد از آن این بوده که مردم بطور خودجوش در این نوع مراسم شرکت می کردند و افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپیمایی ۲۵ خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپیمایی های مهندسی شده و یا احیانا اجباری با این همه هزینه و فضای امنیتی و ارعاب.
*آیا بین شما و آقایان کروبی و خاتمی مشورتی برای موضع گیری ها و تصمیمات صورت می گیرد؟
- ارتباط با این بزرگواران همیشه وجود دارد. با دستگیری های وسیعی که صورت گرفته، ضرورت این ارتباط مستقیم امروز بیشتر است و بنده خدا را شکر می کنم که هماهنگی خیلی خوبی در این زمینه وجود دارد. البته به نفع کشور بود که بجای سیاست های سرکوب و پرکردن زندان ها، سیاست حمایت از ایجاد یک تشکیلات نیرومند از کسانی که سیاست های ویرانگر موجود را قبول ندارند در چهارچوب نظام وجود داشت و به نظر بنده تنها راه عدم انتقال مدیریت جریان های سیاسی و اجتماعی به خارج از کشور همین است. ولی با انحراف شدید صدا و سیما و یکطرفه شدن آن و بسته شدن روزنامه های کشور و زندانی شدن ده ها روزنامه نگار، به نظر می آید که ایجاد تشکیلاتی که بتواند چهره های مؤثر را دور هم گردآورد تا به صورت آشکار و در چارچوب قانون اساسی کار را به پیش ببرند فعلا منتفی است و هنوز به اعتقاد اینجانب راهبرد «هر شهروند، یک رسانه» و همچنین گسترش فعالیت های شبکه اجتماعی در جهت گسترش آگاهی های سیاسی و اجتماعی، یک ضرورت است و جایگزینی برای آن وجود ندارد. البته این وضع دشوار در کنار ضررهایی که دارد، منافعی هم داشته است و آن اتکا همه علاقمندان به جنبش سبز به خود و شبکه های بیشمار اجتماعی درجامعه است. در این میان، استفاده از فضای مجازی معجزه کرده است و به صورت یک ساختار کاملا قابل اتکا، افراد و شبکه ها را در اتصال و تعامل باهم قرار داده است. شییه بازارهای سنتی که که تعداد زیادی مغازه، حجره، تیمچه، مسجد، قهوه خانه و غیره را به هم متصل می کند و علیرغم تنوع آدم ها و حجره ها، مفهوم بازار یک ساختار به هم پیوسته از واحدها را تداعی می کند. جالب است در یک راسته بازار، می تواند اختلاف عقیده و سلایق و سرمایه وجود داشته باشد، ولی این تنوع، وحدت مفهومی و وحدت عملی بازار را بهم نمی زند، بلکه جزو نقاط قوت آن است.
* تحرکات خیابانی همواره با خشونت شدید روبرو شده است. نمونه آن را در راهپیمایی ۲۲ بهمن در میدان صادقیه دیدیم. آیا راه حل های دیگری برای پیگیری اهداف قانونی جنبش راه سبز وجود دارد؟
- این سؤالی است که خیلی مطرح می شود. در جواب باید گفت که جنبش سبز نباید اهداف خود را فراموش کند، همانطور که نباید دچار روزمرگی و انفعال بشود و استراتژی خود را از یاد ببرد. هدف جنبش سبز از همان اول، اصلاح در چارچوب اصولی روشن بود. نقطه اتصال را همگی رنگ سبز گرفتیم. هدف حداقلی و مطمئن که می توانست اجماع گسترده ای ایجاد کند، تحقق اجرای بدون تنازل قانون اساسی بود. البته افرادی و یا حرکت هایی در این بین پیدا شدند که خواستند از این خط بگذرند و یا به اصطلاح خط شکنی کنند، ولی جنبش راه سبز هیچگاه از اجرای بدون تنازل قانون اساسی منحرف نشده است و انشاء الله تا انتها هم همین راه را خواهد رفت. بنده بارها درباره اهمیت پایبندی راه سبز این نقطه کلیدی صحبت کرده ام و به عنوان یک فرد همراه، حراست از آن را مورد تأکید قرار داده ام. صحنه خیابان ها و آنچه در آن گذشته را باید یکی از راه هایی بشماریم که جنبش سبز تلاش کرده است اهداف و نیات خود را به گوش همه ملت و جهانیان برساند. ولی استفاده از خیابان ها، تنها راه نبوده است. ده ها میلیون ایرانی که در این کشور با سانسور، جلوگیری از آزادی ها و اقدامات سرکوبگرانه، سیاست خارجی دمدمی و ماجراجویانه، سیاست های ویرانگر اقتصادی، رواج فساد و دروغ معترض هستند، خواهان تغییراتی هستند که به آنها مجال می دهد با حاکمیت بر سرنوشت خود، این سرنوشت تحمیلی از سوی کارگزاران بی کفایت را تغییر دهند.
ملت ما می خواهد که در رقابت نفس گیر جهانی و منطقه ای، عقب نیفتد. ملت ما می خواهد با جهان خارج به جای دعوا و دشمنی، تعامل داشته باشد و سیاست خارجی توسعه گرا را دنبال کند. ملت ما می خواهد کالاهای تولیدی، اعم از کشاورزی و صنعتی، زیر سیل خانمان برانداز واردات بی حساب و کتاب، مدفون نشود. ملت ما می خواهد تحت عنوان خصوصی سازی، بیشترین پروژه ها و فعالیت های اقتصادی کشور در بنگاه های شبه دولتی و نیز سپاه جمع نشود. ملت ما می خواهد به شاخص های بیکاری و فقر به عنوان یک وظیفه دینی و اسلامی و ملی اهمیت داده شود و … با انبوه تبلیغات شاخص خط فقر و بیکاری و تورم با دستکاری و دروغ، از چشم مردم پنهان نشود. ملت ما می خواهد معلمان کشور بابت درخواست حقوق خود کتک نخورند، کارگران بابت درخواست حق خود مورد تهاجم قرار نگیرند و زنان بابت درخواست رفع تبعیض مورد هجوم تهمت های گوناگون قرار نگیرند. ملت ما می خواهد حکومت اجازه بدهد که در رسانه ملی، صدای همه ملت شنیده شود و نه افراد خاصی که کاری جز بی انصافی و تهمت زنی ندارند. آحاد ملت ما با یکدیگر دوست هستند و دوست ندارند به دو دسته حزب الله و حزب الشیطان، مردم و خس و خاشاک و گوساله و بزغاله تقسیم شوند.
ملت دوست ندارد که این چنین نامه هایش، پیام هایش، گفتگوهای تلفنی اش و پیامک هایش در معرض شنود قرار گیرد. ملت ما آگاه و رشید است و دوست ندارد عده ای معدود به نام ملت، آزادی های ملت را محدود کنند، حقوق اساسی آنرا تعطیل کنند، روزنامه هایش را ببندند و هر روز دستورالعمل های آمرانه برای نوشتن، گفتن و شنیدن صادر کنند. باید به هر طریق ممکن از سوی جنبش سبز در سطح کشور و در میان همه اقشار، این آگاهی به مردم برسد که این خواست ملت، خواست جنبش سبز هم هست و نه تنها خواست آن است بلکه این مطالبات را همگانی کند. این مطالبات کاملا اسلامی و عین قانون اساسی و کاملا منطبق با مردم ساالاری دینی ماست. این خواسته ها نه جنبه ضدشرعی دارند که باعث فرمان تیر و قتل و زندانی شود، نه جنبه ضدملی و نه جنبه ضد نظام. این ها حقوق مردم هستند و به همین دلیل مردم از آن حمایت می کنند. آزادی، حقوق بشر، رفع تبعیض ها، تحمل عقاید و نظریات مختلف، مقابله با فساد و تباهی و قانون گریزی، مواردی نیستند که پیگیری آنها چه در سطح خیابان و چه از طریق رسانه ها جرم باشد. برعکس، جلوگیری از طرح این مطالبات، علامت استبداد و تحریف اهداف انقلاب اسلامی است که با شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی پیروز شده است.
در پاسخ به سؤال شما باید بدانیم که که زمینه هر تغییر اساسی در جهت اصلاح گری، گسترش آگاهی است. بدون آگاهی گسترده در سطح جامعه، امکان تغییر وجود ندارد. افشاندن بذر آگاهی و گسترش آن به همه اقشار و همه نقاط کشور، تنها از طریق حضور خیابانی فراهم نمی آید، گرچه اجتماعات، حق مردم و یکی از امکانات آنها برای نیل به اهداف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آنهاست. مهم آن است که در چهارچوب «هر شهروند، یک رسانه»، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش این آگاهی و تعمیق آن در میان همه اقشار و بویژه در اقشار مستضعف جامعه پیدا کند. گسترش اگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است. البته باید متواضع باشیم. هدف آن نیست که تغییرات ناشی از این استراتژی حتما بدست سبزها اتفاق بیفتد. سبز بودن یعنی «خود» در میان نبودن و خودخواه نبودن. در این راه ما هم در صورت امکان از خیابان ها به صورت مسالمت آمیز و قانونی استفاده می کنیم و هم همه امکانات قانونی دیگر. می خواهم به عنوان یک همراه جنبش سبز، باز هم بر گسترش آگاهی در سطح ملی به عنوان مهم ترین وسیله برای نیل به پیروزی تأکید کنم. ما می خواهیم اهدافمان را در کنار مردم و با آنها بدست آوریم.
* نقش حاکمیت و نظام و یا جناح های دیگر را درارتباط با تغییرات چگونه می بینید؟
- جنبش سبز بر سر مطالبات خود حق خود محکم ایستاده است و هر چه آگاهی ملت به حقوق خود بیشتر شود، نیروی عظیم تری پشت این مطالبات قرار خواهد گرفت. این آگاهی، جان های مردم کشور را تغییر خواهد داد و این تغییر، سرمایه ملت برای تغییرات سیاسی و اجتماعی است. نکته ای که دوست دارم به عنوان یک همراه کوچک به علاقمندان راه سبز عرض کنم این است که هدف ما، تغییر در چهارچوب نظام است. ولی هدف آن نیست که این تغییرات حتما بدست این یا آن فرد صورت بگیرد. ما باید یک اصل اخلاقی را بیاد داشته باشیم و آن تصدیق درستی، خوبی و زیبایی است، حتی اگر این درستی و خوبی بدست ما صورت نپذیرد. به همین دلیل، ضمن آن که محکم بر روی خواسته های خود ایستاده ایم، ولی کم هزینه تر می بینیم اگر خود حاکمیت به سمت این راه حل ها که برآمده از خواست ملت و میثاق ملی ماست پیش برود. بنده خیلی واضح و آشکار می گویم هر اقدامی که در جهت احقاق حقوق مردم و اجرای بدون تنازل قانون اساسی صورت گیرد، ما آن را نه علامت ضعف حاکمیت خواهیم شمرد و نه آن را خوار و کوچک جلوه خواهیم داد، بلکه آن اقدام علامت قدرت جمهوری اسلامی خواهد بود. ما دوست داریم که خود حاکمیت، متشکل از همه ارکان آن، تضمین های لازم را برای انتخابات های آزاد، رقابتی و غیرگزینشی فراهم آورد.
ما دوست داریم خود حاکمیت به دنبال آزادی زندانیان، توسعه سیاسی و گسترش فرهنگ آزادی و تنوع رسانه ها و آزادی آنها باشد. بنده صریحا می گویم انتشار «کلمه سبز» و «اعتماد ملی» حتی اگر ضرری هم داشته باشد، ضرر آن کمتر از رسانه های غیرملی داخلی و رسانه های خارجی است. می دانم قبول نخواهد شد، یا حداقل در شرایط کنونی قبول نخواهد شد. ولی می گویم وجود کانال یا کانال های رادیویی و تلویزیونی برای جنبش سبز، نظام را تقویت می کند و به وحدت ملی کمک می کند. بنده ترس آن را دارم که محدودیت های فکری باعث شود ما از کشورهای دست چندم منطقه هم عقب بیفتیم و نمی دانم چگونه ملت ما می تواند از خود در مقابل امواج برون مرزی که قطعا به فکر مصالح ملی خودشان هستند، محافظت نماید. مضحک است اگر تصور کنیم با پخش پارازیت، هک کردن ها و فیلتر کردن ها، این امواج را می توانیم کنترل کنیم.
به هر حال، حاکمیت و جناح های مختلف سیاسی، اگر واقع بین باشند، باید بدانند همانطور که جنبش سبز در روز ۲۲ بهمن حضور داشت، آینده خوب برای کشور هم در گرو ایجاد زمینه برای وحدت بین همه مردم و اقشار مردم است و نه توصیف بخش قابل توجهی از ملت به «خس و خاشاک»، «گوساله و بزغاله» و «یک قشر محدود و اندک». سیره پیامبران و امامان ما نشان می دهد که هیچگاه حتی به دشمنان دین دشنام نمی دادند. آنها برای کرامت انسانی ارزش قایل بودند و بجای قضاوت درباره ی انسان ها، با رفتار رحمانی شان سعی می کردند فطرت خداجوی همه آنها را به سوی حق جذب کنن. مردم ما نمی توانند تحمل کنند که به نام دین رفتار های غیر دینی بلکه ضد دینی رواج یابد. وقتی در قرآن صحبت از پیامبر و یارانش می شود، آنان را به مهربانی در میان خود و مقابله محکم با دشمنان بشریت توصیف می کند و قطعا نه در زمان پیامبر و نه بعد از ایشان، همه مسلمانان به یک درجه از ایمان نبودند. مردم ما به خوبی فرق میان دینداری رحمانی و قدرت طلبی در لباس دین را می فهمند. این تعریف یک ملت نیست. این حاکمیت یک فرقه است و دزدیدن مفهوم ایرانیت و حس ملی و این خطرناک ترین راهبردی است که ما اکنون در مقابل آن قرار داریم. سلاح ما در مقابل چنین کژراهه ای، رفتن به سمت میثاق ملی و مذهبی مان و تکیه بر آرمان هایی است که به ایرانی پیشرفته و صلح جو در سطح جهانی و در سطح ملی منجر می شود. در چنین حالتی است که می توان امید داشت مثل سال های دفاع مقدس، همه ملت در مقابل خطرات، متحدا حضور پیدا کند. ملت همه اقشار، همه قومیت ها، همه فرهنگ ه و همه جناح هاست. علاقمندان به جنبش راه سبز به ایرانی بودن خود و همه نمادهای آن افتخار می کنند و طبیعی است که با این روحیه و منش، به تغییر رنگ پرچم کشورمان به شدت مشکوک هستیم و آن را محکمترین دلیل برای عدم علاقه یک فرقه به منافع و ارزش ها و فرهنگ ملی می دانیم.
* در اطلاعیه شماره ۱۷ راه حل هایی برای برون رفت اعلام شده است. آیا غیر از راه حل های ارایه شده، راه حل های دیگری هم می تواند مورد توجه قرار گیرد؟
- یک نکته بسیار حساس در مورد اطلاعیه شماره ۱۷ آن است که قبول وجود بحران، به عنوان بخشی از راه حل شمرده شده است. از سوی دیگر بنده اعتقاد ندارم که راهی برای حل دفعی و ناگهانی این بحران وجود دارد. به عنوان مثال، نمی توان یک راهپیمایی مهندسی شده ترتیب داد و دل خوش کرد که همه چیز تمام شده است. مهم آن است که اکنون قدم هایی برداشته شود که به فرایند بهبود اوضاع دامن بزند. شما در نظر بیاورید که امروز اعلام شود که همه زندانی های سیاسی آزاد شده اند. بنده یقین دارم که این اقدام قبل از جناح ها و گروه ها، مورد اقبال همه مردم کشورمان قرار خواهد گرفت. و یا شاهد خودداری از خشونت و شهامت ابراز محبت به مردم خوبی که صرفا حق خود را می خواهند و می خواهند از فضای اختناق رهایی یابند باشیم.
ما اثر خس و خاشاک نامیدن مردم را دیده ایم. بگذاریم یکبار هم با احترام با مردم صحبت کنیم. در بعضی موارد، اجتناب از برخی اقدامات نامناسب می تواند به بهبود فضای ملی کمک کند. مثالش رفتار وحشیانه در میدان صادقیه در ۲۲ بهمن و امثال آن و حمله به مردم و خانواده شهدا و فرزندان آنهاست. چه کسی می تواند ادعا کند که این اقدامات فضاحت بار می تواند به نظام ما کمک کند؟ آیا پیوستن آقایان خاتمی و کروبی به صفوف مردم و اعلام عملی وحدت و یکپارچگی به حل بحران کمک می کند یا فرستادن عده ای چماقدار و قمه و زنجیر بدست برای اجرای استراتژی نصر با رعب؟ آیا حکومت می تواند راه حل را در ترساندن ملت بداند؟ اگر چنین پیروری هنر بود، ما و همه جهانیان، حمله صدام به حلبچه را محکوم نمی کردیم و نمی گفتیم او به مردم کشور خود هم رحم ندارد. فیلمی که اخیرا در مورد حمله به خوابگاه دانشجویان پخش شد نشان می دهد که تا چه اندازه روحیه فرقه گرایی، سبعیت ایجاد می کند.
به نظر کسانی که مشغول ضرب و شتم دانشجویان هستند، فرزندان این ملت از حیوانات هم کم ارزش تر می نماید و فاجعه بارتر اینکه در سطوح مختلف، مسئولین می گویند که نمی دانند حمله کنندگان چه کسانی هستند. این توهینی بدتر به شعور دانشجویان و مردم است. آنچه در این فیلم جالب توجه است این است که در میان همین افراد نیروی انتظامی، کسانی دیده می شوند که دیگران را از ضرب و شتم نهی می کنند. ای کاش نیروی انتظامی و نیروهای امنیتی کشور، اقتدار را نه در سرکوب و ضرب و شتم، بلکه در ایجاد فضای امن برای همه ایراانیان، صرف نظر از طرز فکر و عقایدشان، می دانستند. چه ضرورتی داشت فضای میدان صادقیه با نارنجک فلفلی و شیمیایی آلوده شود؟ همه این روش ها، ما را از راه حل های منطقی دور می کند. تضمین انتخابات آزاد، رقابتی، غیرگزینشی و سالم، کلیدی ترین بخش راه حل هاست. اگر این امر حل نشود، ریزش مشروعیت نظام سرعت خواهد گرفت. جنبش راه سبز باید بطور مکرر و در هر شرایط و مکان، روی انتخابات آزاد، رقابتی و غیرگزینشی تأکید کند. همانطور که آزادی زندانی ها، آزادی رسانه ها و برچیده شدن فضای امنیتی در جای خود بسیار مهم هستند و باید ضرورت این راه حل ها را نه تنها به گوش حاکمیت، بلکه به گوش همه مردم کشورمان برسانیم.
*درباره نسبت گروه های مرجع و جنبش راه سبز حرف و حدیث زیادی وجود دارد. نظر شما چیست؟
- جنبش سبز حرکتی است که از بطن گره های مرجع مهم جامعه ما متولد شده و در ارتباط با این گروه ها هم رشد کرده است. در این زمینه بعنوان مثال به نامه ۱۱۶ استاد دانشگاه تربیت مدرس اشاره می کنم. این دانشگاه فرزند انقلاب است و بنده هم به عنوان یک عضو کوچک از خدمتگزاران اول انقلاب، در شکل گیری آن نقش داشته ام. همه می دانند که این دانشگاه دوره کارشناسی ندارد و هرم سنی آن نسبت به سایر دانشگاه ها بالا است. در کارکنان و دانشجویان آن، فراوانند کسانی که که در فعالت های اول انقلاب نقش فراوانی داشته اند. ۱۱۶ تن از اساتید این دانشگاه در کنار بیانیه های مشابه فراوان سایر دانشگاه ها و بیانیه های انجمن های اسلامی و نهادهای دانشگاهی دیگر نشان می دهد تا چه حد حضور جنبش در دانشگاه ها و در میان دانشگاهیان جدی و فراگیر است. بنده می خواهم بگویم همین نسبت را شما در میان پزشکان، معلمان، مهندسین، کارگران، جنبش زنان، ورزشکاران و هنرمندان و دیگر گروه های مرجع می توانید بیابید. یک نگاه ساده و بدون تعصب به جشنواره های دهه فجر نشان خواهد داد که هنرمندان به عنوان قشری به شدت تأثیرگذار کجا ایستاده اند. گفته می شود بعد از انتخابات، نزدیک هزار کلیپ و سرود در مورد جنبش سبز یا حوادث مربوط به آن ساخته شده و تعداد زیادی کاریکاتور، پوستر و نقاشی و سایر تولیدات هنری خلق شده است. چنین تحرکی در تاریخ فرهنگ کشور ما و شاید فرهنگ های جهانی بی نظیر است. بنده ارتباط وثیق جنبش راه سبز با گروه های مرجع را بهترین دلیل برای امید به تحقق خواستهای جنبش در آینده کشورمان می دانم. چرا وقتی میلیون ها دانشجو در سراسر کشور در پشت جنبش سبز است، به آینده امیدوار نباشیم؟
* در مورد روحانیون چطور؟
- در بدنه جنبش، تعداد قابل ملاحظه ای از روحانیون متعهد و آگاه و مبارز حضور دارند. سبزها باید بدانند موضعگیری چند نفر روحانی تندرو و مغرض، نظر همه روحانیت و مراجع نیست. روحانیت اصیل ما هیچگاه مردم را با الفاظ رکیک خطاب نمی کنند یا از قتل و ریختن خون و در محبس کردن بیگناهان حمایت نمی کنند. روحانیت اصیل ما می داند که تهمت و شکنجه و آبروی دیگران را ریختن و تجسس حکمش در اسلام چیست. روحانیون واقعی ما مصالح اسلامی و ملی را از منافع فرقه ای و جناحی تشخیص می دهد و این روحانیون در کنار دانشگاه و متحد با دانشگاهیان هستند و اهمیت این وحدت را می دانند ما روحانیون فعال در جنبش سبز را ذخیره جنبش و پشتوانه بسیار مهم آن می دانیم. حضور آنها در جنبش سبز در شرایطی که از انواع روش ها و وسایل برای متهم کردن راه سبز به بی دینی و وابستگی به بیگانگان استفاده می شود، جنبه حیاتی دارد.
به همین دلیل، به همه کسانی که به امید اینده ای بهتر برای ایران عزیز به جنبش پیوسته اند عرض می کنم که پیوسته مراقب باشیم در دام تبلیغاتی که می خواهد روحانیت کشور را به جنبش بی اعتماد کند نیفتیم. کارناوال روز عاشورای سال ۷۶ و نمایش ها و تمهیدات شبیه آن از یادمان نرود. مخالفان جنبش اگر نه همه، ولی بخشی از آن، به هیچ اصول اخلاقی و دینی پایبند نیستند.
*پیشنهاد شما در مورد مراسم چهارشنبه سوری چیست؟
- مراسم این روز، یادمان جشنواره نور علیه تاریکی است اما علاقمندان به جنبش راه سبز ضمن انکه به نمادها و مراسم ملی و مذهبی دلبستگی دارند، حاضر نیستند که این نوع مراسم ها باعث اذیت و آزار مردم بشود. مخصوصا توجه کنیم که ممکن است مخالفان جنبش بخواهند با برنامه ای که قبلا هم مشابه آن را اجرا کرده اند، جنبش سبز را بدنام کنند. بنده مطمئن هستم که سبزها در هیچ برنامه هنجارشکنانه یا تخریبی که موجب اذیت و ازار مردم بشود شرکت نخواهند کرد. ایجاد انفجار و آتش سوزی با مشی جنبش سبز که تلاش کرده است همواره حرکت هایش مسالمت آمیز و عمیق باشد سازگاری ندارد. سبز بودن به لباس و نماد نیست. سبز بودن به رفتار و اخلاق است. اگر این اصل مهم مورد توجه قرار گیرد و اعضای جنبش یکدیگر را به رعایت آن توصیه کنند، قطعا از آسیب هایی که ممکن است عده ای در لباس جنبش سبز انجام دهند جلوگیری خواهند کرد.
*و نکته آخر؟
- بنده آرزو دارم روزی در کشور شرایطی ایجاد شود که مجموعه پوسترها، نقاشی ها، کلیپ ها و سایر آثار هنری خلق شده یک سال گذشته بدون سانسور به نمایش گذاشته شود و می دانم که انشاء الله با امید و حرکت جنبش سبز، روزی شاهد چنین نمایشگاهی که نشان دهنده شور و شوق ها و دغدغه های ملی ماست، خواهیم بود.
| +| نوشته شده توسط پسر کوروش در دوشنبه 1388/12/10 و ساعت 23:52 |
مصاحبه کروبی با اشپیگل
کلمه: حجت الاسلام مهدی کروبی گفت و گویی با هفته نامه آلمانی اشپیگل انجام داده که متن این مصاحبه به شرح زیر است:
اشپیگل: حجت الاسلام کروبی، هفتۀ پیش شما ظاهرا در مصاحبه با یک خبرگزاری نزدیک به حکومت اظهار داشته اید که محمود احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهور به رسمیت می شناسید. این موضوع صحت دارد؟
کروبی: در مصاحبه با آن خبرگزاری هم گفتم من این دولت را قانونی نخوانده ام و سر حرف خودم می مانم: انتخابات به طرز صحیحی برگزار نشده است. اما خب این دولت دارد هر روز کار انجام می دهد. حتی اگر به وسیلۀ کودتا هم روی کار آمده باشد باز باید برای کارهایی که می کند پاسخگو باشد.
اشپیگل: این صحبت شما پیشنهادی برای سازش تلقی شده است.
کروبی: اظهارات من گامی به عقب نیست، اما گامی به جلو هم نیست. از جانب ما نشانه ای از آمادگی برای سازش وجود ندارد. از جانب طرف مقابل هم چنین آمادگی ای وجود ندارد. اصلا نه در معترضین و نه در حکومت خبری برای سازش نیست.
اشپیگل: خواسته های شما از حکومت برای برون رفت از بحران چیست؟
کروبی: زندانیان سیاسی باید آزاد شوند. ما به آزادی مطبوعات و اجتماعات نیازمندیم. قانون انتخابات باید عوض بشود و انتخابات آزاد برگزار شود. در این صورت دولت کنونی نمی تواند دوام بیاورد و بر سر قدرت بماند.
اشپیگل: روز پنجشنبه مهمترین سالروز انقلاب است. شما در تظاهرات شرکت خواهید کرد؟
کروبی: امسال هم مثل همه سال ها از هنگام انقلاب سال ۱۹۷۹ به این طرف در تظاهرات شرکت می کنم. من جایی به این دریای بزرگ انسانی خواهم پیوست و از قبل هم محل خاصی را اعلام می کنم.
اشپیگل: آیا شما با میرحسین موسوی قرار و مداری گذاشته اید و یا توافق هایی کرده اید؟
کروبی: توافق های ما و قرار و مدارهامان جنبۀ سازمانی و تشکیلاتی ندارد. اما ما روابط دوستانه ای با هم داریم. مثلا به تازگی ایشان به خانۀ ما آمده بودند و ما دربارۀ اعدام های اخیر با هم صحبت کردیم .
اشپیگل: حکومت دو نفر را اعدام کرد که ظاهرا به یک حزب پادشاهی افراطی تعلق داشتند.
کروبی: هدف از این اعدام ها ایجاد رعب و وحشت است. اما با این کارشان زخم ها را عمیق تر می کنند.
اشپیگل: حکومت چهره ای خشن از خود نشان می دهد. با وجود این، شما هواداران خود را به اعتراض دعوت می کنید؟
کروبی: ما مردم را فرا می خوانیم تا در تظاهرات رسمی سی و یکمین سالروز انقلاب شرکت کنند. اما ما تعیین تکلیف نمی کنیم که تظاهرکنندگان در کدام راه پا بگذارند، به کجا بروند و چه بکنند.
اشپیگل: مردم مدتهاست شعار «احمدی نژاد باید برود» را می دهند. بعضی ها در خواست استعفای رهبر انقلاب آیت الله علی خامنه ای را دارند. اینها شعارهای شما هم هستند؟
کروبی: در یک تظاهرات بزرگ، آدم ها با مواضع مختلفی جمع می شوند. بعضی از این شعارها درست هستند و برخی دیگر انحرافی و نادرست. بعضی ها مثل من دولت را به رسمیت نمی شناسند. ما می گوئیم مواظب شعارهای ساختارشکنانه باشید؛ شعارهایی را که ساختارشکن هستند و بهانه ای به دست حکومت می دهد تا به آنها حمله بکنند، ندهند.
اشپیگل: پس به نظر شما مردم باید از خواست برکناری آیت الله خامنه ای صرفنظر کنند؟
کروبی: من نمی خواهم وارد چنین مباحثی بشوم. بحث ما انتخابات ریاست جمهوری است، بحث سر آزادی هایی است که در قانون اساسی ما تصریح شده است و بحث سر دولتی است که لیاقت ادارۀ کشور را ندارد.
اشپیگل: در این میان تظاهرکنندگان بسیار از شما فراتر رفته اند؛ از شما و موسوی.
کروبی: شعارها از هر دو سو به شکل روزافزونی رادیکال تر می شوند. این نتیجۀ سرسختی های حکومت و نیروهای امنیتی است.
اشپیگل: آیا جنبش اعتراضی از رهبران خود فاصله گرفته است؟
کروبی: موسوی و من سالیان سال در مناصب پرمسئولیت خدمتگزار مردم بوده ایم. به همین دلیل هم تا حدودی نفوذ داریم. موسوی تشکیلاتی ندارد، ولی حزب من با محدودیت هایی مواجه شده است. این اعتراضات در حقیقت جنبش مردمی است و اقشار مختلفی در آن هستند و مستقل عمل می کنند.
اشپیگل: در این میان تمام نظام زیر سؤال رفته است.
کروبی: مردم ایران از آگاهی سیاسی بالایی برخوردارند. من روی شعور و بلوغ مردم حساب می کنم.
اشپیگل: خشونت در حال بالا گرفتن است. هرج و مرج کشور را تهدید می کند.
کروبی: من اساساً هرگونه خشونتی را محکوم می کنم. اگر نیروهای انتظامی به آدم ها حمله کنند البته کار به تخطی می انجامد. البته این طرف مقابل است که کار را به اینجا رسانده که اینها از خودشان دفاع می کنند. امکان دارد ما کنترل را از دست بدهیم. اما مسئولیت آن به عهدۀ دولت است.
اشپیگل: آیا دولت موفق می شود در این دورۀ چهار ساله دوام بیاورد.
کروبی: به نظر من همین الان هم دولت با زور سر کار مانده است. اگر احمدی نژاد دیگر پشتیبانی نشود همین پارلمان محافظه کار او را به زیر می کشد. بسیاری از گروه های محافظه کار نیز او را قبول ندارند. او با حمایت نیروهای نظامی سر کار مانده است.
اشپیگل: غرب چه کمکی می تواند به جنبش اعتراضی بکند؟
کروبی: هر جنبشی باید متکی به مردم خودش باشد و کشورهای خارجی وقتی کمک رسانی می کنند این کمک ها را بر اساس منافع ملی می کنند. همین قدر که خارجی ها اخبار نادرستی در مورد ما منتشر نکنند برای ما کافی است. مثلا اینکه بگویند جنبش ما مرده.
اشپیگل: شما به آیندۀ حکومت دینی معتقد هستید؟
کروبی: بله من همچنان به حکومت دینی اعتقاد دارم. اما نه به آن حکومت دینی که در نماز جمعه اش آدم ها از این خوشحالی کنند که بچه های ملت شان کشته شده اند و حتی آنجا اعلام کنند که بیش از این باید بکشند. من به آن حکومت دینی اعتقاد دارم که بر اساس دین رحمانی وعده اش را قبل از انقلاب به مردم داده بودیم.
| +| نوشته شده توسط پسر کوروش در سه شنبه 1388/11/20 و ساعت 9:54 |
سبز یعنی افتخار این وطن
این شعر تقدیم به تمام سبز های ایران
سبز یعنی رنگ سهراب در کفن
سبز یعنی افتخار این وطن
سبز یعنی رنگ خون عاشقان
سبز یعنی قبر بی نام و نشان
سبز یعنی مادری از جان گذشت
آن زمانی که ندایش بر نگشت
سبز یعنی ظالمی از ترس سبز
مینهد بر گردن خود شال سبز
سبز یعنی آخرین فصل سکوت
سبز یعنی رای من غیر از تو بود
| +| نوشته شده توسط پسر کوروش در شنبه 1388/11/10 و ساعت 13:13 |
۲۲ بهمن سبزی
خواهیم ساخت

| +| نوشته شده توسط پسر کوروش در جمعه 1388/11/09 و ساعت 12:2 |
افشاگری های وکلای دو زندانی سیاسی اعدام شده؛حکم مخفیانه اجرا شد
کلمه:محمدرضا علی زمانی و آرش رحمانی پور سحرگاه روز پنجشنبه پس از تایید حکم اولیه اعدام توسط دادگاه تجدیدنظر تهران به دار آویخته شدند؛ در حالی که وکیل و خانواده آنها هیچ اطلاعی از اجرای حکم اعدام این دو زندانی سیاسی نداشتند.
طبق آیین نامه اجرای احکام در جریان اجرای حکم باید وکیل یا وکلا و خانواده متهم حضور داشته باشد.
به گزارش نوروز و به نقل خبرگزاری ها و سایت های خبری، دادستان تهران با حضور در بخش خبری ساعت ۱۴ روز پنجشنبه، ضمن اعلام تایید حکم اعدام علیزمانی،۳۷ ساله و رحمانی پور،۲۰ ساله اعلام کرد که “این دو نفر از عوامل ضدانقلاب و سلطنت طلب بوده که اتهام آنها اقدام علیه امنیت ملی کشور، شرکت در براندازی نظام و حضور در اغتشاشات اخیر بوده که با هوشیاری ماموران امنیتی دستگیر شدند.”
اظهارات دادستان تهران درحالی صورت گرفته که وکیل مدافع آرش رحمانی پور از بازداشت موکل خود در فروردین ماه یعنی دوماه پیش از انتخابات اخیر خبر داده است.
همچنین دستگاه قضا در حالی این دو جوان را به اتهام عضویت در «انجمن پادشاهی ایران» به دار آویخته که خود این انجمن هرگونه ارتباط با آنها را به شدت تکذیب کرده و وکلای مدافع نیز اعترافات این دو جوان را به دلیل آنکه تحت فشار اخذ شده، بی ارزش دانسته بودند.
گفتنی است، کیفرخواستی که علیه این دو متهم به عنوان مبنای صدور حکم اعدام قرار گرفته بود، توسط سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران که خود هم اکنون یکی از متهمان پرونده دستگیریهای بعد از انتخابات است، مطرح شده بود!
نسرین ستوده، وکیل آرش رحمانی پور جوان ۲۰ساله ای که به دار آویخته شده است، در گفتگو با «کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران» گفت: آرش بر خلاف مطلبی که در پایگاه اطلاع رسانی دادسرای عمومی انقلاب اعلام شده در ماجراهای پس از انتخابات بازداشت نشد. او در فروردین سال جاری و دوماه قبل از انجام انتخابات و در منزل خود بازداشت شد و در زمان دستگیری بیش از ۱۹ سال نداشت. بسیاری از اتهاماتی که علیه آرش مطرح شد مربوط به زمانی بود که کمتر از ۱۸ سال داشت.
وی همچنین افزود: “در تمام طول بازداشت و محاکمه، علیه وی فشارها و وعده و وعید های فراوانی در جریان بود. ابتدا خواهر آرش که باردار بود بازداشت شد و پس از دوماه با قرار منع تعقیب آزاد شد، اما فشارهایی که در زمان بازداشت تحمل کرده بود منجر به از دست دادن فرزندش شد. آرش در تنها ملاقاتی که من به مدت ربع ساعت با وی داشتم به من گفت که در دو بازجویی، خواهرش را روبروی او گذاشته اند و گفتند که اگر می خواهد آزاد شود باید به اعتراف هایی که از او درخواست می شود اقرار کند.”
ستوده در ادامه گفت: “به من به عنوان وکیل انتخابی آرش هرگز اجازه شرکت در محاکمه داده نشد. در مرداد ماه که دادگاه آرش تشکیل شد، من برای شرکت در جلسه دادگاه اصرار کردم. این موضوع باعث شد ماموران امنیتی من را تهدید به بازداشت کنند و سپس با اخذ پروانه وکالت من آن را صورتجلسه کردند و بعدا پروانه را به من برگرداندند.”
ستوده وکیل رحمانیپور افزود: در نامه ای که همان زمان به رییس قوه قضاییه نوشتم عنوان کردم که اگر علیه وکلا چنین فشارهایی اعمال می شود، به خود متهم چه فشارهایی وارد می شود! درهمان جلسه که از حضور من به این ترتیب جلوگیری شد، از پدر آرش خواستند که او را متقاعد کند که جلوی دوربین قرار بگیرد و وقتی با مقاومت پدر مواجه شدند تهدید کردند که اگر آرش را وادار به اعتراف نکنی همانجا خودش را بازداشت می کنند. بنابراین یک سوال وجود دارد: اگر آرش مرتکب چنین جرم سنگینی شده بود که مستوجب مجازات اعدام باشد این فشارها علیه آرش چه ضرورتی داشت که با اعمال این فشارها او را وادار به اعتراف به کارهای ناکرده بکنند؟ بنابراین به دلایل مختلف حکمی که صادر شده کاملا غیرقانونی، غیرعادلانه و غیرمنصفانه است.
ستوده با توجه به نقش سعیدمرتضوی در این پرونده و لزوم بازبینی درچنین پرونده هایی به دلیل اتهاماتی که هم اکنون در گزارش مجلس علیه وی وارد شده گفت: من یکبار اجازه مطالعه پرونده را پیدا کردم متوجه شدم که اساسا قرار مجرمیتی در پرونده نیست. دوم آنکه کیفرخواست آرش در یک روند غیرمعمول توسط آقای مرتضوی که در آن زمان دادستانی تهران را به عهده داشت امضا شده بود. اگر پرونده اتهامی آقای مرتضوی در دادسرای انتظامی قضات به موجب گزارش کمیته ویژه مجلس در جریان است، بنابراین باید از اجرای کلیه احکامی که به استناد کیفرخواست صادره توسط ایشان صادر شده، جلوگیری شود.
ستوده در ادامه گفتگوی خود با «کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران» با بیان اینکه از شنیدن خبر اعدام موکل خود شوکه شده است، گفت: پدر آرش حتی تا امروز ظهر در تماس تلفنی که با من داشت از اجرای حکم اطلاع نشد. این نشان می دهد که نه تنها حکم مخفیانه اجرا شده بلکه حتی پس از اجرا هم خانواده را در جریان قرار ندادند. این درحالی است که قانون اجرای احکام مربوط به اعدام قوه قضاییه را ملزم می کند که در زمان اجرای حکم به خانواده اطلاع بدهد تا تشریفات قضایی و قانونی را پیش بینی کنند تا با حضور متهم و وکلا حکم اجرا شود. تمام این تشریفات در مورد موکلم آقای رحمانی پور نادیده گرفته شد تا به سرعت برق و باد اعدام شود و فقط پس از اجرای حکم خبر را در رسانه ها اعلام کردند.
ستوده افزود: فکر می کنم این احکام تنها برای ایجاد رعب ووحشت صادر شده بود. پس از ماجرای عاشورا و ترسی که در حاکمیت ایجاد شد به صورت عجولانه به اجرای این احکام رو آوردند و شبانه روز قضات را به صدور احکام سنگین تشویق و موظف می کردند.
پایگاه اطلاع رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران همچنین از محکومیت ۹ نفر دیگر از متهمان حوادث اخیر به اعدام خبر داد.
این گزارش میافزاید: “احکام ۹ نفر دیگر از محکومان اغتشاشات ماههای اخیر نیز در مرحله تجدیدنظرخواهی است که در صورت قطعیت احکام صادره، طبق مقررات نسبت به اجرای حکم اقدام خواهد شد. اتهام محاربه و تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و عضویت در گروهک مسلح ضد انقلابی انجمن پادشاهی ایران و گروهک تروریستی منافقین، از جمله اتهامات افراد یاد شده مطرح شده است.”
از سوی دیگر، تلویزیون انگلیسی زبان جمهوری اسلامی، پرس تیوی در خبر اعدام این دو جوان یادآور شده که آنها در ارتباط با بمبگذاری دو سال پیش در شیراز در دادگاه انقلاب محاکمه و به چوبه دار سپرده شدند.
سوال اینجاست که اگر اعدامشدگان در انجمن پادشاهی و یا بمبگذاری شیراز دست داشتهاند چرا باید دو سال بعد و درست بعد از حوادث بیست و دوم خرداد بازداشت شوند، در دادگاههایی که مخصوص فعالان سیاسی ستادهای انتخاباتی کاندیداهای اصلاحطلب برگزار شده بود محاکمه شوند، همبند و همسلول معترضان به نتایج انتخابات باشند و از همه مهمتر در آستانه بیست و دوم بهمن اعدام شوند؟
| +| نوشته شده توسط پسر کوروش در جمعه 1388/11/09 و ساعت 11:55 |
تقاضا برای تحتالحفظ بستری شدنبهشتی دربیمارستانی خارج از زندان
کلمه:خانواده دکتر علیرضا بهشتی با ابراز نگرانی از سلامت فرزند شهید بهشتی اعلام داشتند: تقاضای خانواده برای تحت الحفظ بستری شدن ایشان در یک بیمارستان خارج از زندان وبا تقبل همه هزینه ها از طرف خانواده تا کنون از طرف مقامات ذی ربط بی جواب مانده است.
به گزارش کلمه بیش از یک ماه از بازداشت دکتر سید علیرضا حسینی بهشتی می گذرد. دراین یک ماه تمام تلاشهای خانواده ایشان برای پایان بازداشت ایشان بی نتیجه مانده است.
این در حالیست که هفته گذشته ایشان در زندان دچار حمله قلبی شده و خانواده اش هنوز در نگرانی به سر می برند،اظهارات جناب دادستان هم برایشان قانع کننده نبوده است.
دادستان تهران پس از انتشار حمله قلبی دکتر بهشتی در زندان با تکذیب این خبر وضعیت جسمی علیرضا بهشتی را مناسب دانست واظهار داشت:پزشک زندان وضعیت جسمی آقای بهشتی را مطلوب ارزیابی کرده است.
خانواده دکتر بهشتی در گفت و گو با کلمه ضمن تایید خبر حمله قلبی عنوان کرده اند علی رغم تکذیب دادستان محترم از سخنان ایشان قانع نشده و همچنان از وضعیت ایشان بی اطلاع و در مورد سلامتی ایشان نگران می باشند.
پس از حمله قلبی دکتر بهشتی تنها توسط پزشک عمومی بهداری زندان اوین و نه متخصص مورد معاینه قرار گرفت.
به گفته خانواده علیرضا بهشتی ،علیرغم تمام تلاشهای انجام شده، ایشان هنوز از ملاقات با وکیل خود محروم است. همچنین تقاضای خانواده برای تحت الحفظ بستری شدن ایشان در یک بیمارستان خارج از زندان وبا تقبل همه هزینه ها از طرف خانواده نیز تا کنون از طرف مقامات ذی ربط بی جواب مانده است.
به گفته خانواده علیرضا بهشتی تنها راه اطلاع اجمالی از وضعیت ایشان یعنی تماسهای کوتاه تلفنی هفتگی ایشان نیز در این هفته انجام نشده است.
نزدیک شدن پایان هفته و بی خبری از وضعیت ایشان و عدم پاسخ روشن به درخواستهای مکرر برای ملاقات با ایشان نگرانی خانواده را تشدید کرده است
| +| نوشته شده توسط پسر کوروش در جمعه 1388/11/09 و ساعت 11:52 |
|